اگر یک نفر می‌توانست قبیله‌گاهی به نام لبنان را کشور کند نصرالله بود.

باشگاه خبرنگاران جوان - سلمان معمار؛ فعال رسانه در کانال تلگرامی خود در یادداشتی درباره وضعیت لبنان بعد از شهادت سید حسن نصرالله نوشت:

یادم نمی‌رود ١٢ ساعت از بمباران سنگین ناحیه‌ای در لبنان گذشته بود، خبر پیچیده بود که احتمالا سید حسن نصرالله هدف بوده است و طبق معمول بعضی‌ ادعا می‌کردند هیچ اتفاقی نیفتاده است. معلوم نبود کدام خبر باورنکردنی تر است. نیم ساعت مانده به اخبار ١۴ ناگهان برنامه‌های تلویزیون قطع شد، مجری کاملا رسمی اعلام کرد پیام مهمی از رهبری صادر شده است: فتوای جهاد! امری بی‌سابقه، اما کلماتی آشنا. چند روز قبل‌تر در یک سخنرانی همین فتوا صادر شده بود اما انگار نه انگار و بعدش هم ترور رخ داد.

امروز آتش جنگ سرد شده و گالانت، قصاب اسراییلی، آن روزها را روایت کرده که نتانیاهو من را کنار کشید و گفت: «این ساختمان‌های تلاویو را می‌بینی؟! اگر اینکار را بکنیم حزب‌الله همه اینها را می‌ترکاند.» یعنی دقیقا برعکس چیزی که در تهران می‌گفتند! و البته برعکس آنچه حزب‌الله کرد.

یادم نمی‌رود تمام روزهای قبلش بخش قابل توجهی از مردم ایران خواستار اجرای وعده صادق بودند، رییسی کاملا اتفاقیِ اتفاقی جایش را به پزشکیان داده بود، حالا در دولتی که هنیه در قلب تهران و روز تحلیف ترور شده بود از «تله جنگ» می‌گفتند و در مجازی هم ما را خوارج می‌خواندند که جلوی نظر رهبر ایستاده‌اید! خفه شوید و رای اعتماد به کل کابینه بدهید. خفه شوید و مدیریت تنش را تماشا کنید. خفه شوید و جلوگیری از افتادن در جنگ را ببینید. و تهش رسید به شهادت سید حسن نصرالله. دستاورد کمی است؟ مبارک‌ها.

٧ اکتبر کابوس اسراییل بود اما از ٨ اکتبر یک کابوس بزرگتر هم پیدا شد. همان تصویری که نتانیاهو به گالانت نشان می‌دهد، اگر اسراییل جنگ غزه را آغاز کند پاسخ محور مقاومت چه خواهد بود؟ نصرالله اصلا اجازه نداد «اگر» محقق شود. صبح هشتم رمز عملیات را گفت. اسراییل محدوده کوچکی است. به جنایات غزه و کرانه نگاه نکنید. لات کوچه خلوت با زندانیان محصور مقهور می‌جنگد. تازه به پشتوانه آمریکا. حتی بمب‌ها هم وارداتی است. در اسراییل تصور اینکه همزمان با مجموعه‌ای از ایران تا سوریه و لبنان و یمن درگیر شود یک فیلم آخرالزمانی است.

اینجا بود که آمریکا در نقش پلیس خوب با وعده آتش بس و ... عملا تهران را مهار می‌کرد. در این فرصت ناب اسراییل لقمه‌های بزرگتر از دهانش را خرد می‌کرد، اول غزه را برداشت و بعد لبنان و سوریه. لقمه لقمه. هرچند آنهم در گلویش گیر کرد اما جوید.

هنوز و برای همیشه جمله نصرالله در تاریخ می‌ماند: به دلیل ملاحظاتی که در طول زمان مشخص می‌شود، تصمیم گرفتیم عملیات خود را به صورت جداگانه انجام دهیم!

فاجعه مدیریت وعده صادق٢ و سفر نیویورک چنان تراژدی شد که آیت‌الله خامنه‌ای شخصا و علنا و صریحا فتوای جهاد داد. پزشکیان هم بعدش با بغضی شبیه بغض هنیه گفت فریب خوردیم و اینها. گرچه بعد از عملیات با تمام قوا ظریف، مغز سفر نیویورک، را حتی برخلاف قانون‌ نگه داشت.

با این وضعیت نباید گالانت و نتانیاهو و بایدن از تهرانِ پسا ورزقان تعجب کنند. تعجب‌آور اما این بود: حزب الله چرا ساختمان‌های تلاویو را با خاک یکسان نکرد؟!

تهران در غبار تردید و تزلزل، لبنان کجاست؟ تقریبا هیچ تحلیلگری نیست که بگوید حزب الله توانایی اجرای کابوس نتانیاهو را داشت. پس چرا نکرد؟

حزبی که یک ارتش کامل را در مرز چنان زمینگیر کرد که مجبور به آتش بس شد. تصاویر با شکوه تشییع پیکر سید حسن را ببینید. اخبار بی‌نظیر مقاومت مردمان ضاحیه را ببینید. امکانات، پشتوانه، بدنه، تخصص، مشروعیت، استقلال همه چیز مهیا بود. چرا حزب‌الله در حد توانش نجنگید؟! پاسخ یک کلمه است: لبنان.

لبنان بیشتر از این پای حزب‌الله نایستاد. تلخ است، مثل واقعیت. واقعیتی که به شما نمی‌گویند: چیزی به نام ملت لبنان وجود ندارد.

سالها در ایران یک تصویر گوگولی از عروس خاورمیانه ساخته‌اند که محجبه و لخت کنار همند، کاباره و مسجد عاشق سید حسن‌اند، جولیا پطروس برای حزب‌الله می‌خواند و اکلیل‌های فراوان. حتی وسط همین جنگ هم بلاگر‌ها راهی بیروت شدند و از شب نشینی‌شان تصاویر صورتی گذاشتند. آرزوی‌شان تبدیل ایران به چنین چیزیست.

خب حالا این لبنان نایس در جنگ کجا بود؟ می‌دانید زمزمه می‌شد «چرا حزب الله ما را درگیر جنگ کرده است»؟! کنار شیطان بودند و سلاخی غزه را دیدند و اهمیت نصرالله را نفهمیدند.
امروز لبنان را ببینید، به محض اینکه دیدند حزب الله ضعیف شد دارند معامله‌اش می‌کنند. رییس جمهور دوزاری‌اش در روز تشییع نصرالله رسما می‌گوید لبنان برای «جنگ دیگران» زیاد هزینه داده! جعجع هوس سر بریدن کرده است، تا فرصتی فراهم شده چهل طایفه پشت در خانه تیغ تیز می‌کنند. (البته غافل از اینکه در بستر علی است)

لبنان کشور نیست. یک واحد سیاسی است که ارتشش، اشغالگر خاک را تماشا می‌کند! صندلی‌ها بر اساس قبیله تقسیم می‌شود. یک انفجار بندر مملکت را ساقط می‌کند. یکسال رییس جمهور ندارند. ولی آه، جولیا پطروس چه صدایی دارد.

آخی، بیکینی و برقع کنار هم. عرق فروشی و گردشگر فرانسوی، به به اسلام اصلاحاتی با اینها مست می‌شد. ولی در بزنگاه همین زمینگیرش کرد. لبنان سید حسن نصرالله را از دست داد چون بیش از این پایش نایستاد. به همین وضوح، به همین تلخی. حالا منتظر باشند. اگر یک نفر می‌توانست قبیله‌گاهی به نام لبنان را کشور کند نصرالله بود. کسی که توانست با نیروی بومی لبنان را از دهن اژدها بیرون بکشد. کسی که توانست تمامیت ارضی لبنان را بازآفرینی کند، کسی که توانست حق گاز لبنان را به اسراییل تحمیل کند، رفت و حالا اسراییل می‌گوید این هواپیما در بیروت بنشیند یا نه!

الگوی «به توچه» «به من چه» ی لبنان که سالها تبلیغش می‌کردند چیزی جز نابودی هویت ملی نبود. بله بسیاری در بیروت سید را دوست داشتند، حتی او را قهرمان می‌دانستند، حتما اشک هم ریخته‌اند اما خب دیگر نه در این حد که پایش بایستند. جنگ جدی بشود موسی به دین خود، عیسی به دین خود. در کار هم دخالت نکنیم. جولیا پطروس ببین چه صدایی دارد.
هنوز خیلی‌ها نمی‌دانند اسراییل ضاحیه را می‌زد نه کل بیروت را، ضاحیه یک محله است. یعنی در یک شهر بار اصلی جنگ را یک محله به دوش می‌کشید. و البته امنیت بقیه را تضمین می‌کرد. بلاگر ایرانی هم شب‌ها در کافه آن طرف شهر برای ما از تکثر و تنوع لبنانی می‌گفت!

چرا حزب‌الله بیشتر نجنگید؟ چون نمی‌خواست جنگ را به کسانی تحمیل کند که نمی‌خواستند. سید خودش را خرج کرد، شیعیان و عاشقان فرزندانش را خرج کرد. راه هم باز گذاشت اما دیگران بیش از این نیامدند. سید عاشورایی رفت.

هنوز که نرسیده اما بعد از حزب الله لبنانی وجود نخواهد داشت، همانطور که بعد از جمهوری اسلامی ایرانی نخواهد بود. لبنان آزمایشگاه ایران است.

خلاصه بلوای ۴٠١ لبنان سازی از ایران بود. مسأله صرفا حجاب نیست، فردی کردن آدمهاست. شعار «بدن خودمه» پشت استقلال و آزادی می‌رود تا دیگری سازی بکند. محدوده آدم‌ها که کوچک شد قابل تقسیم‌اند. لقمه، لقمه. «به توچه؟» را از لباس شروع می‌کنند و به وطن می‌رسانند. تیم ملی را هم تیم دیگران کردند، پلیس دیگران، نیروگاه دیگران، تحریم داروی دیگران،... جالب نیست که انقلابیون مهسا امروز کنار اسراییل و مبلغ حمله به ایرانند؟ ایران بزرگ با هویت جمعی و اراده ملی خطرناک است. لبنان دقیقا انتهای همین مسیر است: جماعتی از هم پاره و رنگی پنگی که به «جنگ دیگران» رسید.

خرداد ۴٢ خبری پیچید که حاج‌آقا روح الله را گرفته‌اند. صبح بازار شهرهای مختلف تعطیل شد. خمینی را به تبعید می‌بردند اما نطفه ملت (مدرن) ایران بسته می‌شد.
١۵ سال بعد و چند کیلومتر آن طرف حکومتی سید دیگری را دستگیر کرد. وقتی صدام باقر صدر را روی تخت بیمارستان شکنجه می‌کرد ملت عراق کجا بود؟ اینقدر شکنجه شد تا مرد. کسی که می‌توانست عراق را یک کشور کند.

آنها که زیر پرچم قهرمان‌شان جمع نشوند، زیر تابوت قهرمان‌شان جمع خواهند شد، تازه شاید.

وقتی یحیی پرچم را بلند کرد ملت فلسطین وارد سخت‌ترین دوران زندگی‌اش شد اما پای قهرمانش ایستاد. امروز از جلوی خانه سنوار اسیر مبادله می‌کند. غزه به تنهایی یک ملت است.
سالها قبل وقتی اسراییل چند ساعته به بیروت رسید فقط یکجا جلویش ایستادند: جوانانی در روستاهای اطراف ضاحیه. سید حسن یکی‌شان. اسراییل فکرش را هم نمی‌کرد این جوانان سالها بعد با لگد بیرونش کند. باقی لبنان کجا بود؟! لبنان زیبا؟ تساهل و تسامح؟ عرق و مسجد؟!

سالها گذشت، امام جماعت مسجدی در تهرانپارس، شد امام لبنان. هیچ کس، هیچ کس در قهرمانی نصرالله شک نداشت. دشمن هم که شیطان مجسم. لبنان هم در نوبت. قهرمان پرچمش را برداشت و اتمام حجت کرد که این جنگ وجودی است.

لبنان چه انتخابی کرد؟ لبنان زیبا! عروس دلها، مهد آوازه خوانان و تکثر و مدارا، الگوی دوستان ما.

باید هم برای رفتن سید اشک بریزند. آنها که زیر پرچم قهرمانشان جمع نشوند، زیر تابوت قهرمان‌شان جمع خواهند شد، تازه شاید.

وقتی مجری فتوای رهبر را خواند انگار جانی جمعی در ایران گرفت. و چه بسا برعکس، آن عصبانیت ترور سید، ناراحتی انفعال ایران، تقاضای انتقام هنیه، خفت التماس‌های نیویورک در بدنه مردم بود که جوهر فتوا شد. حس بی‌مانندی بود. فشار از پایین، چانه زنی از بالا. امام و امت. اراده جمعی و آزادی فردی. و موشک‌ها رها شدند. وعده صادق ٢ برد و باختی عجیب بود. دیر ولی رسیدیم، رسیدیم ولی دیر. کاش تنبیه‌مان فقط همین باشد که از تشییع ایرانی‌ترین غیرایرانی تاریخ محروم شویم.

بله این ملت ایران است. یک شکل نیستیم ولی هم هدف می‌شویم. تنوع رنگهای ما زیر این پرچم می‌درخشد نه جداگانه. ما هنوز ملت به من چه نیستیم. سانتی مانتالیسم و ادا بازی کافیست لطفا دیگر از این جامعه عقب مانده برای ما الگو نسازید.

پ.ن: نه جنگ تمام شده نه حزب الله. اما لبنان فرصت بی بدیلی را برای ساخت ملت از دست داد. فرصتی که صنعا روی آب زد.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.