سؤالی که همیشه مطرح می شود این است که آیا ایالات متحده واقعأ نقش مهمی در قضیه فلسطین بازی می کند؟

به گزارش سرويس بين‌ الملل باشگاه خبرنگاران به نقل از الراي القدس، معروف است که ایالات متحده پس از جنگ سرد به وقایع فلسطین توجه و اهتمام نشان داده است و اسرائیل را به عنوان پایگاه مهمی در رویارویی با اتحاد شوروی می دانست و از این رو حمایت خود را از اسرائیل نشان داد و آن را به عنوان قدرت هسته ای قرار داد که باید در چگونگی مقابله با آن تجدید نظر کرد. 

صرف نظر از دعوت " تئودور هرتزل " در قرن نوزدهم برای ایجاد سرزمینی برای یهود و تلاش برای جلب حمایت انگلیس از این دعوت، امّا حقیقت این است قبل از این که فلسطین به یک قضیه بین المللی تبدیل شود، عرب ها مطلقاً علیه یهود نبودند یا تلاش نمی کردند که آنان را در قالب یک دولت فلسطین و غیر فلسطین خلاصه کنند. به ویژه این که آمارها نشان می دهد که تا سال 1914 یهودی ها یک دهم ساکنان فلسطین را تشکیل می دادند. امّا گرایش جدیدی که " بلفور" بنا کرد و دعوت به ایجاد سرزمین ویژه ای برای یهود در سرزمین فلسطین با حفظ غیر یهودیان کرد و مضمون این دعوت هم آشکار بود، برای یهود حقوق مدنی ای قرار داد که عرب های فلسطین در سرزمین خودشان نیز آن حقوق را داشتند. 

این وضعیت منجر به اولین انتفاضه ای شد که در سال 1921 فلسطینی ها در حیفا آن را تشکیل دادند و آن را به معنای نفوذ اسرائیلی ها در سرزمین های خود می دانستند. در اینجا باید بین نفوذ یهودی و نفوذ اسرائیلی تفاوت قائل شویم. نفوذ یهودی ها در سرزمین های عربی محکوم نمی شد امّا نفوذ صهیونیستی به دلیل افکار ایدئولوژی همواره مورد انتقاد و رد قرار گرفت. 

این وضعیت بعد از جنگ جهانی دوم شدت بیشتری یافت، به طوری که افسانه «هولوکاست» بهانه ای شد که بسیاری از کشورهای اروپایی، مهاجرت یهود به فلسطین را برای تحقق و ایجاد وطن و سرزمین امن برایشان تشویق کنند. درگیری میان عرب های فلسطین و یهودیان در مراحل مختلفی ادامه یافت که از جمله می توان به درگیری های دیر یاسین در 1948 اشاره کرد که عرب ها هم به دلیل عدم آمادگی کافی از این جنگ شکست خوردند و اسرائیل پیروز شد. امّا این واقعه هرگز از سوی عرب های فلسطین به رسمیت شناخته نشد و همواره تلاش هایی برای مبارزه با اسرائیل و بازپس گیری سرزمین هایشان ادامه یافت. امّا دیگر عرب ها با فلسطین همکاری نکردند و اسرائیل را به حال خود رها کردند تا همچنان دشمنی خود را در حق فلسطین ادامه دهد. فلسطینی ها دست از مقاومت نکشیدند و توانستند در 1964 سازمان آزادی بخش فلسطین را ایجاد کنند. 

اسرائیل از این پس در سایه حمایت کامل آمریکا قرار گرفت و پیشنهاد صلح انور سادات را رد کرد. اما آمریکا بعد از شکست اسرائیل در نبرد " العبور " 1973 موضع گیری خود را تغییر داد. این وضعیت ادامه داشت تا اینکه معاهده کمپ دیوید امضاء شد و بعد از آن هم قرارداد " اسلو" در 1993 منعقد شد. اما با گذشت همه اینها صلح میان فلسطین و دولت یهودی برقرار نشد، زیرا اسرائیل هیچ وقت میل به صلح نداشت  و از فلسطینی ها می خواست آن را به عنوان یک دولت به رسمیت بشناسند و در نتیجه از حقوق خودشان عقب نشینی کنند. 

نخست وزیر رژيم اسرائیل می گفت: حتی اگر فلسطینی ها این شرط را هم قبول کنند، اسرائیل با ایجاد دولت فلسطینی در مرزهای آن موافقت نخواهد کرد، زیرا ما آن را به منزله کانونی برای تروریست ها(!)‌ می بینیم که امنیت اسرائیل را تهدید می کند و امنیت اسرائیل مقدم بر هر چیزی حتی آواره شدن هزاران فلسطینی از سرزمین های خود است.

بنابراین باید به یک فکر موضوعی برای قضیه فلسطین بیندیشیم که به نظر می رسد از سه احتمال خارج نیست: 
1-ایجاد دولت واحدی که فلسطینی ها در کنار یهودی ها با حقوق مساوی در آن زندگی کنند.
2- ایجاد دو دولت مجاور و همسایه که در کنار همدیگر و در صلح زندگی کنند.
3- ایجاد درگیری ولی نه به روش های سنتی بلکه با طوفان بشری ای که به خسارت های نهایی توجهی نکند به طوری که در نهایت عدالت برای فلسطینی ها محقق شود. 

اما ایالات متحده تا این لحظه هم به این سه روش فکر نمی کند و نمی خواهد از موضع گیری های سنتی خارج شود. در نتیجه دیدار جان کری از منطقه عربی برای تحقق صلح نبود بلکه مانوری از جانب آمریکا بود تا از تنگناهایی که به سبب تحولات عربي چه در قضیه سوریه و چه در قضیه مصر با آن روبروست فرار کند.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
آخرین اخبار