
باشگاه خبرنگاران جوان - کانال تلگرامی تاملات در یادداشتی به بررسی افزایش تنش بین ایران و آمریکا در قالب نظریه بازیها پرداخت و نوشت:
در فضای رسانهای این روزها تهدیدهای آمریکا و ایران به اوج خود رسیده است و رئیس جمهور جدید آمریکا با ادبیات خاص خود، در صورت عدم رسیدن به توافق ایران را تهدید به حمله نظامی کرده و مسئولین جمهوری اسلامی ایران هم این تهدیدها را با زبان تهدید پاسخ دادند. آیا این تهدیدها نشاندهنده این است که در معرض جنگ بین ایران و آمریکا هستیم؟ یا این تهدیدها بیشتر نشاندهنده نزدیک شدن به نوعی از توافق است که طرفین با بالا بردن سطح تنش و تهدید به دنبال کسب امتیاز بیشتر در مذاکرات مربوط به آن توافق هستند؟
طبیعتاً بررسی پیش رو یک مقاله تحقیقاتی علمی نیست و از نظریه بازیها به صورت خیلی مقدماتی و برای تشریح و توصیف وضعیت فعلی استفاده شده است.
اجزای اصلی نظریه بازیها به شرح زیر است:
۱- بازیکن (player): شرکتکنندگان در بازی
۲- راهبرد (strategy): گزینهها یا تصمیمات ممکن هر بازیکن
۳- پیامد (payoff): نتایجی که هر بازیکن بر اساس انتخاب خود و دیگران دریافت میکند.
تعادل نش (nash equilibrium): تعادل نش میگوید که یک نتیجه بهینه برای یک بازی آن نتیجهای است که در آن، هیچ بازیکنی دلیلی برای تغییر راهبرد خود با توجه به راهبرد حریف ندارد.
در مدل پیش رو دو بازیکن یعنی ایران و آمریکا وجود دارد. به نظر میرسد هر یک از بازیکنها ۳ راهبرد کلی بیشتر ندارند:
۱- تحمیل تمام خواستهها به طرف مقابل (تسلیم در برابر خواستههای طرف مقابل)
۲- توافق محدود (به معنای عدم اقدام نظامی و مذاکره و ادامه وضع موجود با تغییراتی محدود)
۳- اقدام نظامی
برای هر طرف، تحمیل خواستههایش به طرف مقابل بدون هیچگونه درگیری، مطلوبترین گزینه است اما به دلایل زیر این گزینه را باید از بین انتخابهای دو طرف حذف کرد.
ایران علاقمند است آمریکا تمام تحریمها را بردارد، به صنعت موشکی ایران کاری نداشته باشد، حمایتهای همهجانبهاش از اسرائیل را کاهش دهد و پایش را از منطقه غرب آسیا بیرون بکشد. این خواستهها یعنی شکست تمام عیار آمریکا و علاوه بر آن آمریکایی که دست برتر نظامی دنیا را دارد و با اعمال تحریمهای بسیار سنگین اقتصادی روز به روز اقتصاد ایران را کوچکتر کرده و فشار بسیار زیادی به مردم ایران و نظام حاکم آورده چرا باید در شرایط فعلی تسلیم خواستههای ایران شود؟!
از سوی دیگر آمریکا خواستار توقف برنامه هستهای ایران، کنترل برنامه موشکی ایران و نابودی نیروهای نظامی محور مقاومت است! معنی این خواستهها یعنی جمهوری اسلامی تمام ابزار قدرتش را به دست خود نابود کند! تجربه عراق و لیبی نشان داده که در صورت تسلیم و از دست دادن این ابزار قدرت باید منتظر حمله نظامی و نابودی بود! با این اوصاف چرا باید جمهوری اسلامی ایران از ترس تهدید جنگ خود به استقبال جنگ از پیش باخته برود؟!
بنابراین در بازی پیش رو هر بازیکن دو انتخاب بیشتر ندارد. اقدام نظامی و توافق محدود (عدم اقدام نظامی).
بازی پیش رو مشابه بازی «معمای زندانی» است. در بازی معمای زندانی فرض میشود که دو بازیکن نسبت به یکدیگر شناختی نداشته و به صورت همزمان بدون اطلاع از تصمیم بازیکن دیگر دست به انتخاب بین راهبردهای خود میزنند. اگر با این فرضها بازی فعلی بین ایران و آمریکا را مدل کنیم، شکل بازی به شرح زیر خواهد شد (بازی به صورت نامتقارن تغریف شده است.)
فرض میشود در صورتی که هر دو بازیکن گزینه توافق محدود را انتخاب کنند پیامد آمریکا ۵۰ و پیامد ایران ۴۰ باشد. اگر آمریکا گزینه اقدام نظامی و ایران گزینه توافق محدود (عدم اقدام نظامی) را انتخاب کنند پیامد آمریکا ۱۰۰ و پیامد ایران ۱۰۰- است. اگر آمریکا گزینه توافق محدود (عدم اقدام نظامی) و ایران گزینه اقدام نظامی را انتخاب کنند پیامد آمریکا ۶۰- و پیامد ایران ۸۰ است. و در نهایت اگر هر دو گزینه اقدام نظامی را انتخاب کنند پیامد آمریکا ۳۰- و پیامد ایران ۵۰- خواهد بود. در این بازی تعادل نش، انتخاب گزینه اقدام نظامی از طرف هر دو بازیکن است و به نظر رویارویی نظامی اجتنابناپذیر است (پیوست ۱: ماتریس بازی فوق).
اما در این بازی چند فرض باعث شده مسائل مهمی در نظر گرفته نشود. اول این که در واقعیت دو بازیکن از یکدیگر شناخت دارند و نسبت به راهبرد طرف مقابل خود احتمالی را اختصاص میدهند. دوم این که تصمیم بازیکنها همزمان و یکباره اتخاذ نشده است بنابراین بین تصمیمات دو طرف میتواند تقدم و تأخر زمانی وجود داشته باشد. حالا فرض کنیم آمریکا ابتدا تصمیم میگیرد و برآوردش از تصمیم ایران یک برآورد احتمالاتی است. در این مدل اگر آمریکا توافق محدود را انتخاب کند ایران به احتمال ۹۰ درصد توافق محدود را انتخاب میکند و فقط ۱۰ درصد احتمال دارد که ایران اقدام نظامی را انتخاب کند. اما در صورتی که آمریکا اقدام نظامی را انتخاب کند ایران به احتمال ۷۰ درصد گزینه نظامی را انتخاب کرده و ۳۰ درصد احتمال دارد توافق محدود (عدم اقدام نظامی) را انتخاب کند. با این احتمالات، پیامدهای تصمیمات دو طرف تغییر میکند. در صورت انتخاب گزینه توافق محدود از سوی دو طرف پیامد آمریکا ۴۵ و پیامد ایران ۳۶ خواهد بود. اگر آمریکا گزینه توافق محدود (عدم اقدام نظامی) و ایران گزینه اقدام نظامی را انتخاب کنند پیامد آمریکا ۶- و پیامد ایران ۸ خواهد بود. اگر آمریکا گزینه اقدام نظامی و ایران توافق محدود (عدم اقدام نظامی) را انتخاب کنند پیامد آمریکا ۳۰ و پیامد ایران ۳۰- خواهد بود و در گزینه رویارویی نظامی پیامد آمریکا ۲۱- و پیامد ایران ۳۵- خواهد بود. در بازی احتمالاتی با پیامدهای جدید تعادل نش تغییر کرده و گزینه توافق محدود تصمیم نهایی هر دو بازیکن است (پیوست ۲: ماتریس بازی فوق)
نتیجه مدل فوق نشان میدهد برآورد آمریکا از احتمال و توان و نحوه پاسخ ایران است که راهبرد وی را تعیین میکند. در صورتی که برآورد آمریکا این باشد که جمهوری اسلامی ایران با احتمال قوی با تمام توان پس از اقدام نظامی آمریکا دست به اقدام نظامی علیه منافع آمریکا بزند آنگاه پیامد گزینه اقدام نظامی برای آمریکا مطلوب نخواهد بود و به سمت توافق محدود حرکت میکند ولی اگر آمریکا تا حد خوبی از جدی نبودن اقدام نظامی واکنشی ایران اطمینان حاصل کند آن وقت احتمال انتخاب گزینه اقدام نظامی از سوی آمریکا بالا خواهد رفت.
در نهایت با مواضع اخیر رهبری انقلاب در خطبههای نماز عید فطر و تجربه عملیاتهای وعده صادق به ویژه وعده صادق ۲، به نظر میرسد آمریکاییها انتظار پاسخ نظامی محکمی از ایران خواهند داشت بنابراین دست زدن به اقدام نظامی از سوی آنها عقلانی به نظر نمیرسد و تهدیدات و فضاسازی این روزهای آنها را باید از دو زاویه دید:
۱- برآورد میزان جدی بودن جمهوری اسلامی ایران در حمله به منافع آمریکا در منطقه در صورت حمله آمریکا به ایران، که مسئولین نظامی کشور بهتر از هر کسی میدانند با تمام توان باید مقابل تهدیدها و لفاظیهای آمریکاییها ایستاد.
۲- اعمال فشار برای گرفتن امتیاز بیشتر در مذاکرات آتی.