کارشناس مسائل خاورمیانه در اندیشکده بروکینگز بر این باور است که انقلاب اسلامی ایران نگرانی بسیاری را در دل حاکمان دیکتاتور عرب ایجاد کرده است.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، اندیشکده مؤسسه بروکینگز، قیام مردم بحرین کاملاً برگرفته و تحت تأثیر انقلاب اسلامی و ایدئولوژی شیعی ــ ایرانی بوده و بسیاری از حاکمان متحجر عرب را نگران کرده است.


اوباما رئیس جمهور آمریکا در دیدار اخیر خود با شاهزاده بحرینی «سلمان بن حمد آل خلیفه» در کاخ سفید خواستار «اصلاحات معنادار، گفت‌وگو و احترام به حقوق جهانی بشر به‌عنوان بهترین راه برای نیل به صلح و امنیت برای تمامی شهروندان شد». حوادثی که در این پادشاهی کوچک رخ می‌دهد، از سوی کشورهای غربی کمتر مورد توجه قرار گرفته است و نگرانی‌های زیادی را برنینگیخته است؛ به‌ویژه اینکه اعتراضات بحرین در سال 2011 تحت الشعاع اعتراضات در لیبی، یمن و مصر قرار گرفت. هنگامی که نظامیان سعودی شورش در بحرین را سرکوب کرده به‌طور مؤثر اغلب اعتراضات را فرونشاندند، رهبران و تحلیل‌گران اندکی از این اقدام اظهار ناراحتی کردند. اما بیشتر خشم و ناراحتی‌ها مخفی باقی ماند. به هر حال، چرا بحرین در سال 2011 اعتراضاتی را تجربه کرد و چرا این ناکامی‌ها و نارضایتی‌ها تا به امروز تداوم پیدا کرده است؟

تظاهرات‌ها در بحرین ما را برای تجزیه و تحلیل سردرگم می‌کند؛ چرا این کشور با جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر که درآمد سالیانه آنها به‌طور میانگین 40 هزار دلار است و از میانگین درآمد شهروندان اتریشی بالاتر است، باز به میدان لؤلؤه می‌آیند تا نارضایتی خود را فریاد زنند. فساد در بحرین مانند تونس و مصر نیست. میانگین شیعیان و سنی‌های بحرین فقیرتر از میانگین مصری‌ها یا همتایان خود در سایر کشورهای عربی نیستند. پس چرا ما هزاران نفر از مردم را در خیابان‌های منامه می‌بینیم که خواهان تغییرات هستند؟

برای تبیین این مطلب باید گفت که بسیاری از تحلیل‌گران بحث کرده‌اند که اعتراضات در بحرین را می‌توان از طریق اختلافات مذهبی میان اکثریت جمعیت شیعه و اقلیت خاندان پادشاهی سنی توضیح داد. اما این تحلیل بسیار ساده انگارانه به نظر می‌رسد. پاسخ، در تظاهرات‌کنندگانی نهفته است که دنبال به‌رسمیت شناخته شدن در سطح ملی هستند. خاندان پادشاهی بحرین باید بدانند که اکثریت مردم احساس نمی‌کنند که به حکومت وابستگی و تعلق خاطر دارند و به شیعیان بحرین با تردید و نگرانی و به‌عنوان «ستون پنجم» درون کشور نگریسته می‌شود.

از زمان انقلاب اسلامی ایران، عرب‌های خاورمیانه بر گسترش و تعالی روزافزون ایدئولوژی شیعه و اسلام سیاسی تمرکز کرده‌اند. این ترس از «هلال شیعی» احیاناً مبتنی بر بدبینی‌های بی‌اساس بوده است که طبق آن شیعیان عرب بیش از آنکه به عرب‌ها تعلق داشته باشند، به ایران وفادار بوده‌اند. این مسئله‌ای است که تبعات خطرناکی برای وحدت ملی و مفاهیم وابستگی و وفاداری‌های ملی به‌همراه داشته است. تلاش برای هدایت کردن و همیشگی نمودن شکاف‌ها در کشوری که خطوط فرقه‌ای آن را از هم جدا می‌کند و در نتیجه تلاش برای تمرکز قدرت و سیطره در دست یک گروه خاص، اقدامی پوچ و بی‌فایده است که تنها کشور را تضعیف می‌نماید.

امید زیادی وجود دارد که پادشاه حمد بن عیسی الخلیفه کشور را از این انشعابات فرقه‌ای مصون نگه داشته در جهت وحدت ملی واقعی ارتقا بخشد. متأسفانه، پادشاه همچنین نیازمند آن است که میان خانواده خود به وحدت رویّه برسد و به یک روایت فراگیر ملی از بحرین دست یابد که برای سال‌های آینده ثابت باقی بماند. خلیفه بن سلمان الخلیفه نخست وزیر بحرین به سردمدار طیف محافظه‌کار در خاندان پادشاهی تبدیل شده است و از این رو معترضان خواهان استعفای وی شده‌اند. پادشاه نیازمند آن است که این عناصر محافظه‌کار درون خانواده پادشاهی را قانع سازد که اگر کشوری قدرتمند می‌خواهند باید تن به اصلاحات سیاسی دهند و بدین ترتیب است که می‌توان در اکثریت مردم احساس تعلق خاطر به کشور به‌وجود آورد.

یک دهه پیش، خاندان پادشاهی گام‌های قابل توجهی را در خصوص قانون اساسی و انتخابات جدید برداشت. آشتی ملی کمک کرد تا احساسات و تصوراتِ عدم وابستگی به حکومت برای مدتی فروکش نماید. اما پس از اتهاماتی مبنی بر تقسیم ناعادلانه حوزه‌های انتخاباتی در مناطق شیعه‌نشین در سال گذشته، اکثریت مردم بحرین احساس کردند که خاندان پادشاهی بار دیگر به تاکتیک‌های مرسوم خود بازگشته است و آزادسازی سیاسی به‌نفع توده‌ها را رد می‌کند. افزون بر این، پارلمان نیز با بحث و گفت‌وگوهای خود صرفاً به توجیه سیاست‌های کشور پرداخت و بحث‌ها میان احزاب رقیب همچنان سطحی و غیرسازنده باقی ماند. به‌جای تمرکز بر بحث و گفت‌وگو درباره موضوعات مهم ملی، پارلمان برای بحث و گفت‌وگو درباره مسائل پیش پا افتاده تشکیل جلسه می‌داد. همان‌گونه که اسناد اخیر ویکی‌لیکس فاش ساخت، به‌عنوان مثال «... همان‌گونه که تبعات اولیه بحران مالی جهانی در اینجا [در بحرین] احساس شد، اعضای پارلمان در جلسه‌ای که برای بررسی این موضوع تشکیل دادند، به‌جای پرداختن به این موضوع، زمان اجرای برنامه «هیفا وهبه» خواننده پاپ لبنان را به انتقاد گرفتند و در این جلسه نسبت به تأثیرات مخرب افسونگری‌های وی بحث و گفت‌وگو شد و قرار بر این شد که در این مراسم الکل و گوشت خوک مصرف نشود».

علی‌رغم امیدهای زیادی که بسیاری در سرتاسر منطقه به پارلمان بحرین به‌عنوان یک نهاد دموکراتیک لازم در منطقه بسته بودند، اما این نهاد به‌راحتی اعتبار خود را نزد مردم از دست داد. حزب شیعی الحق که علیه فرآیندهای پارلمانی اعتراض کرد و آن را زیر سؤال برد، به‌طور فزاینده‌ای به محبوبیت و شهرت دست یافت. سال گذشته واکنش دولت بحرین به این جنبش مردمی و بازداشت رهبر جنبش حسن مشیمه و بسیاری دیگر به‌اتهام تلاش برای براندازی حکومت باعث شد که بسیاری از طرفداران این جنبش بیش از پیش بر خصومت خود نسبت به حکومت بیفزایند. اقامه دعوی علیه مشیمه و دیگران پر بود از اتهامات ناروا، بزرگ‌نمایی‌ها و جار و جنجال‌های سیاسی.

آگاهی مردم بحرین مخصوصاً جوانان رشد کرده آنان نسبت به سیاست‌های دولت در توهم به‌سر نمی‌برند. برای آن‌ها کار کردن درون سیستم پارلمانی به‌نظر بیهوده و پوچ و بعضاً مضحک به نظر می‌رسد. قیام‌ها در سرتاسر جهان عرب، شیعیان بحرین را برای استفاده از گزینه خیابان به‌جای سیستم پارلمان ترغیب نموده است. جوانانی که در نیمه ماه فوریه به میدان لؤلؤه آمدند و در هفته‌های گذشته بار دیگر به خیابان‌ها بازگشته‌اند، خواهان اصلاحات سیاسی، احترام و به رسمیت شناخته شدن به‌عنوان شهروندان بحرینی هستند؛ به‌گونه‌ای که حق مشارکت در آینده کشور خود را داشته باشند. جوانان بحرینی که در ابتدا در میدان لؤلؤه ظاهر شدند، تقاضاهای خود را با تعابیر فرقه‌ای مطرح نکردند. اما واکنش تند دولت و متأسفانه برخورد نامناسب بسیاری از سنی‌های بحرین باعث شد که به این معترضان در قالب درگیری‌های سنی ــ شیعی نگریسته شود. آنچه بر وخامت اوضاع افزود آن بود که دولت بحرین از مزدوران عرب سنی برای سرکوب تظاهرات‌ها استفاده نمود. شاید تحت تأثیر عناصر محافظه‌کار در خاندان پادشاهی، دولت بحرین در برخورد با اعتراضات واکنش تندی از خود نشان داد. بازداشت‌های شرم‌آور و محاکمه پزشکانی که معترضان را درمان می‌کردند، منجر شد که رویکرد دولت بحرین برای برداشتن گام‌های رو به جلو خدشه‌دار شود.

پادشاهی بحرین باید راهی برای تقویت وابستگی‌های ملی و احترام به همگان به‌عنوان شهروند پیدا کند. مدل بحرین باید میثاق مثبتی برای تغییر در خاورمیانه باشد؛ به‌گونه‌ای که بر گفت‌وگوهای صادقانه، گوش دادن به دیگران، مصالحه و عشق به سرزمین متکی باشد.

منبع: تسنیم
برچسب ها: آمریکا ، بحرین ، انقلاب ، وبگردی
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.