سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

شهیدی که عراقی‌ها فکر می‌کردند آدم‌خوار است!

یکی از دوستان شهید شاهرخ ضرغام تعریف می‌کند:شاهرخ قد بلند و چهره خشنی داشت. با این حال صورتش را سیاه کرده و در کمین فرماندهان بعثی می‌نشست.

یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و از دوستان شهید شاهرخ ضرغام  تعریف می‌کند: «شاهرخ در نفوذ به مناطق دشمن معمولاً بدون سلاح می‌رفت و با سلاح بر می‌گشت. هیبت عجیبی داشت. قدش بلند و قیافه‌اش خشن بود. حتی عراقی‌ها از او می‌ترسیدند. 

شب‌ها به همراه چند نفر از نیروهایش میان نخلستان‌ها می‌رفت و مخفی می‌شد. تردد نیرو‌های دشمن را زیر نظر داشت. در پایان شب و قبل از بازگشت کار عجیبی می‌کرد. می‌گفت: «اسیر گرفتن خوب است؛ اما باید دشمن را ترساند.»

با نیروهایش صورت‌های خود را سیاه می‌کردند. آخر شب به سراغ فرماندهان دشمن می‌رفتند. آنها را گرفته و بعد قسمتی از لاله گوش آنها را می‌بریدند و رهایشان می‌کردند. بعد هم بر می‌گشتند.

این کار آنها دشمن را به وحشت انداخته بود. سربازان عراقی هر روز فرماندهانی را بین خود می‌دیدند که لاله گوش آنها بریده شده بود. بیشتر افسران عراقی از حضور در منطقه به خاطرات منشیر و آبادان وحشت داشتند.

شبی با شاهرخ رفتیم برای شناسایی عراقی‌ها. از یکی از روستا‌ها عقب نشینی کرده بودند. صبح زود وارد روستا شدیم. کسی آن جا نبود. وسط روستا یک دستشویی بود. شاهرخ رفت دستشویی.

من کنار دیوار نشسته بودم. یکدفعه دیدم یک سرباز عراقی خیلی بی‌خیال به سمت ما می‌آید. سریع پشت دیوار مخفی شدم. نمی‌توانستم شاهرخ را صدا کنم. 
سرباز عراقی مقابل دستشویی رسید. با تعجب به دستشویی نگاه می‌کرد. یکدفعه شاهرخ لگدی به در زد. بعد هم فریاد زد و گفت: «وایسا!»

سرباز عراقی از ترس اسلحه‌اش را روی زمین انداخت و فرار کرد. ما هم به دنبال او دویدیم. شاهرخ کمی جلوتر او را گرفت. سرباز عراقی که خیلی ترسیده بود، داد می‌زد: «من رو نخور!» 

من کمی عربی بلد بودم. جلو رفتم و با تعجب گفتم: «نخور؟ یعنی چی؟»

سرباز گفت: «فرمانده ما عکس این آقا رو به ما نشون داده و گفته اون آدم‌خواره. فرمانده‌های ما خیلی ازش می‌ترسند.»

شاهرخ خیلی خندید. بعد از آن اسم گروه چریکی خودش را که شامل ۴۰ نفر مثل خودش بودند، گذاشت «آدم‌خوارها».»

منبع: فارس

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱۱
در انتظار بررسی: ۰
علی
۱۱:۱۶ ۳۱ فروردين ۱۴۰۳
زندگینامه این شهید بزرگوار رو بخونید، سیر تحول زندگی این شهید از قبل انقلاب و طی انقلاب و بعد از آن فوق العاده جالب و زیباست.
ناشناس
۲۲:۵۹ ۳۰ فروردين ۱۴۰۳
سلام هم وطن اول خدا رحمتشان.کنه جاهشان تو بهشت باشه که از وطن دفاع جانانه کردن ۲ خدا قدرت جمهوری اسلامی را بیشتر کنه انشالله امام زمان یارتان باد هرجا مظلومی.زیرستم هست نیروهای ما یارویاورشان هست
ناشناس
۱۸:۰۶ ۳۰ فروردين ۱۴۰۳
رحمت الله علیه
اذربایجانی
۱۲:۱۷ ۳۰ فروردين ۱۴۰۳
درود سپاس به فرزندان ایران زمین جان دادن ولی خاک ندادند روح تمام شهدای ایران شاد رحمت پرورد گار برای سربلندی ایران جانشان فدا کرده اند
ناشناس
۱۱:۱۶ ۳۰ فروردين ۱۴۰۳
بهشت مبارکت باشه قهرمان
مرجان
۱۶:۳۵ ۲۹ فروردين ۱۴۰۳
سلام روحشان شاد ای مردان خدا در جبهه حق علیه باطل جنگیدید تاماالان آسوده خاطر باشیم ودرامنیت باشیم ایران سربلند خاک پاکت رامی بوسم.??????????
ناشناس
۲۲:۰۷ ۲۸ فروردين ۱۴۰۳
سلام روحش شاد
ناشناس
۱۸:۰۳ ۲۸ فروردين ۱۴۰۳
خدا مقامشو بالاتر ببره
چقدر خندیدم و اشک هم ریختم
ناشناس
۱۷:۵۷ ۲۸ فروردين ۱۴۰۳
روحت شاد بزرگمرد
حمید
۱۷:۰۹ ۲۸ فروردين ۱۴۰۳
روحش شاد. کار بزرگی میکردن. دل ما آزادگان را آرام میکردن
ناشناس
۱۶:۰۰ ۲۸ فروردين ۱۴۰۳
من شرح حال زندگی ایشان را در کتاب شاهرخ حر انقلاب از انتشارات شهید ابراهیم هادی خوانده‌ام‌. خیلی جالب بود. کتاب‌های انتشارات شهید ابراهیم هادی که درباره زندگی شهدا است را بخوانید. بعضی از شهدا عارف بودند و دارای کرامات بودند! مانند کتاب عارفانه که شرح حال شهید احمد علی نیری است.