عصر سه شنبه هفته گذشته مذاکرات لغو تحریمها این بار به جای وین در دوحه برگزار شد و انریکه مورا معاون مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا به عنوان واسط ایران و آمریکا با علی باقری معاون سیاسی وزارت امور خارجه به گفتگو نشست.
گفتگویی که البته ایران طی تماس های تلفنی متعدد با مقامات خارجی دخیل یا غیر دخیل در مذاکرات آن را مثبت ارزیابی کرده و در طرف مقابل آمریکا آن را اتلاف وقت ! و فرصتی برای توافق دانسته که به هدر رفته و اعلام کرده واشنگتن در حال حاضر برنامهای برای برگزاری دور جدیدی از مذاکرات با ایران را ندارد.
گفتگوها که تمام شد علی باقری بلافاصله در سفری از پیش تعیین نشده مستقیم از دوحه به مسکو رفت و با هیات مذاکره کننده روسیه به سرپرستی میخائیل اولیانوف که خود او خبر سفر باقری را در صفحه شخصی اش منتشر کرده بود، گفتگو کرد.
مذاکرات در مرحله ایست که واشنگتن، ایران را به درخواستهای حداکثری متهم کرده و خواستار گفتوگو های موشکی و منطقهای نیز شده؛ متقابلا تهران هم آمریکا را مسبب وضع فعلی دانسته و اعلام کرده هیچ خواسته فرابرجامی ندارد
این اقدام معاون سیاسی وزارت امور خارجه کشورمان باعث بروز حواشی در فضای سیاسی کشور شد؛ از مردم عادی گرفته تا رجال سیاسی هر یک به آن واکنشی نشان دادند که گاهی مثبت بود و گاهی هم منفی؛ اینکه چرا علی باقری مستقیم از دوحه به مسکو رفته و یا حاصل این سفرهای متعدد و پرتکرار چیست دو موضوعی بودند که در اظهار نظرات بیشتر به آن پرداخته شد؛ اما چه چیز این سفر غیرعادی بود؟
در بحبوحه پیچیدگی مذاکرات لغو تحریمها که آمریکا ضمن حفظ فشار حداکثری بر روی ایران خواسته های فرا برجامی از قبیل برجام موشکی و منطقه ای دارد طرح چنین حواشی چقدر با منطق مذاکرات تطابق دارد؟ آیا طرح گاه و بی گاه چنین مسائلی از قبیل پخش شایعات نامه درخواست وزیر امور خارجه برای برکناری مذاکره کننده ارشدکشورمان به رئیس جمهور که با تکذیب حسین امیرعبداللهیان نیز مواجه شد، برهم زننده تمرکز تیم مذاکره کننده یا منحرف کننده مذاکرات از مسیر واقعی خود نیست؟
خود علی باقری در توضیح این سفر با بیان اینکه ما در طول دوران مذاکرات، با همه طرفهای مذاکره از جمله چین و روسیه رایزنی و مشورت کردیم؛ چین به دلیل وضعیت کرونا شرایط مناسبی برای سفر نداشت و به این جهت ما با چینیها از طریق سفارت آنها در تهران و سفارت ما در پکن و از طریق تلفن رایزنیهای مستمری داریم و به علت آنکه روسها محدودیت کرونایی ندارند بعضی وقتها یا آنها میآیند یا ما میرویم.»
روسیه و چین بهعنوان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل و از سوی دیگر به دلیل نزدیکی به ایران نقش مهمی در مذاکرات فعلی همچون سال ۲۰۱۵ ایفا میکنند؛ ضمن اینکه آنها همانند ایران مذاکرات وین را فرصتی مناسب برای ارتقای جایگاه خود در سطح جهان میبینند
لازم به ذکر است، چین و روسیه در طول مذاکرات با اتخاذ رویکردهایی همسان و همراه با مواضع ایران خواستار تسریع در به نتیجه رسیدن مذاکراتی شده اند که سالیان سال است تنها به دلیل درخواستهای یک طرفه و فرا برجامی آمریکا عملا متوقف شده است.
مثلا وزارت امور خارجه چین با مقصر دانستن آمریکا در ایجاد بحران هستهای ایران، از واشنگتن خواسته برای رسیدن به راهکارهای سیاسی در زمینه به نتیجه رسیدن مذاکرات وین تلاش کند و صریحا از آمریکا میخواهد به نگرانیهای «معقول» ایران درباره مسائل هستهای، پاسخ موثری بدهد.
در سمتی دیگر نیز روسیه در واکنش به صحبت های رابرت مالی نماینده آمریکا در امور ایران که پریروز طی مصاحبهای با با رادیو آمریکایی «ان پی آر» ضمن انداختن توپ در زمین ایران گفته بود مقامهای ایرانی هنوز پاسخ مثبت به پیشنهادات مطرح شده برای احیای توافق هستهای ندادهاند، اعلام کرده اگر واشنگتن به احیای برجام متعهد است، وقت آن رسیده که سریعتر موضعگیری کند و موضعی مفیدتر و دوستانهتر اتخاذ کند.
اتحادیه اروپا که از ۱۸ سال پیش تاکنون با آغاز مذاکرات سعدآباد به یک پای گفتگوهای هستهای تبدیل شده علیرغم خلف وعدههایی که در برجام انجام داد تلاش میکند شرایط فعلی را حفظ کرده و مذاکرات را زنده نگه دارد تا نهایتا تهران و واشنگتن به توافق رضایت دهند
بنابراین طبیعی است که ایران، چین و روسیه مواضع یکسانی اتخاذ کنند، چراکه سه کشور علاوه بر همکاریهای سیاسی در بسیاری از پروژههای مهم اقتصادی نیز از جمله در پروژههای جهانی کمربند اقتصادی جاده ابریشم، کریدور شمال - جنوب، در قالب قراردادهای ۲۵ و ۲۰ ساله (با پکن و مسکو) یا عضویت و اقدام برای پیوستن در سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس با یکیدیگر همکاری دارند.
اما فارغ از بحث های مطرح شده پیرامون سفر مستقیم باقری از دوحه قطر به مسکو، سفرهای پرتکرار تیم مذاکره کننده کشورمان به سرپرستی معاون سیاسی وزارت امور خارجه به خارج از کشور و مشخصا وین موضوع دومی بود که حواشی ایجاد کرد و پیشتر به آن اشاره شد.
اساسا منطق حکم می کند زمانی که ایران در موضوعات مختلف از جمله در موضوع هستهای، هزینه صیانت و پایبندی به حقوق ملت را میدهد، تا نقطهای که منافع کشور در گفتگوهایی در سطح برجام یا مذاکرات لغو تحریم ها تضمین نشده، مذاکرات همچنان پیوسته ادامه داشته باشد.
در ایران اما وضعیت به گونه دیگری جالب شده؛ تیم مذاکره کننده کشورمان از یک طرف باید فشارهای خارجی را تحمل کند و از طرفی به ناچار باید وقت خود را به جای تمرکز بر حل موانع مذاکرات در پاسخ به شایعات هدر دهد!
باقری که پنجشنبه نیز در ادامه پیگیری پرونده مذاکراتی کشورمان به عمان سفر کرد، نه در جایگاه معاون سیاسی بلکه در مقام مذاکره کننده ارشد وظیفهای جز تداوم گفتگوها تا حصول نتیجه مطلوب ایران در مذاکرات ندارد؛ مگر کار مذاکرهکننده غیر از این است؛ چه بخواهد مذاکره کننده ایران باشد چه آمریکا یا هر کشور دیگری.
آیا زمان آن نرسیده که قطبیدگیهای سیاسی را رها کنیم و همهوهمه فقط به منافع ایران بیاندیشیم ؟