یادداشت/محسن زنگنه
تئاتر ترامپ با سر خاشقچی

تئاتر ترامپ با سر خاشقچیبه گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛آنانی که رژیم آل سعود را می شناسند، می دانند که رابطه آل سعود و دولتمردان آمریکا ، فراتر از رابطه شریک و همراه است. حتی بر اساس مفاهیم عرف بین الملل، نمی توان آل سعود را فقط یک دولت دست نشانده خواند.

رابطه دولت آمریکا و حکومت آل سعود، رابطه ارباب و برده است. برده ای که مال و جان و آبروی او به دست ارباب خود است و هیچ گونه اختیار و ولایتی بر سرزمین و تعاملات سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی خود ندارد. رژیم آل سعود نمی تواند بدون اجازه و اذن آمریکا، قدم از قدم بردارد. این موضوع نه تنها در تعاملات و اقدامات بین المللی عربستان صدق می کند ( مانند حمله به یمن ، تجهیز داعش، دخالت در امور سیاسی لبنان و ...) بلکه حتی تصمیمات داخلی کشور و نیز سیاست ها و راهبردهای درون خانوادگی آل سعود نیز توسط آمریکا طرح ریزی و مدیریت می شود یا حداقل اجازه و رضایت آمریکا را به همراه دارد.

علاوه بر این ، سیستم امنیتی عربستان در اختیار کامل سیستم های امنیتی آمریکا مانند سیا و پنتاگون قرار دارد به ویژه مسائلی که مستقیم یا غیر مستقیم به پادشاه یا ولیعهد و شاهزادگان مربوط می شود . در کلیه اقدامات تروریستی که در سال های گذشته صورت گرفته، به وضوح دست هدایتگر آمریکا دیده شده است. رهبر انقلاب بارها در قضایایی که به نحوی ، عربستان بازیگر نقش اول آن بوده است ، متذکر شده اند که جهان اسلام از دست های پشت پرده و دشمن اصلی غافل نشوند.با این مقدمه نمی توان قبول کرد که قضیه قتل خاشقچی، بدون اطلاع آمریکا و شخص ترامپ صورت گرفته باشد. نه خاشقچی ، فردی معمولی است و نه دولت ترکیه ، که داعیه رهبری جهان اسلام و پرچمداری مبارزه با تروریست را دارد، دولتی است که از کنار این ماجرا به راحتی بگذرد. اطلاعات به دست آمده ( که اغلب توسط سرویس های خبری وابسته به آمریکا و لابی صهیونیست و نیز مراکز امنیتی ترکیه به صورت حساب شده و قطره چکانی ، مخابره می شود ) نیز حکایت از اطلاع سرویس های امنیتی آمریکا و ترکیه دارد.اما ، سخن بالاتر از این است. نگارنده معتقد است نه تنها آمریکا مطلع بوده است بلکه اصولا قتل خاشقچی به دستور آمریکا و با نقشه و طراحی سیستم های امنیتی دولت ترامپ رخ داده است.

طرح ترور خاشقچی توسط آمریکا و به دست نیروهای امنیتی آل سعود،به گونه ای طرح ریزی می شود که ولیعهد به طور مستقیم در جریان امور قرار داده شود و در نهایت آخرین تماس ها و مجوزها نیز توسط شخص بن سلمان و رئیس دفتر مخصوص وی صورت می گیرد تا هیچ شبهه ای برای دخالت و آمریت بن سلمان باقی نماند.حداقل ترین نکات امنیتی در این طرح به ظاهر رعایت نمی شود تا همه چیز به ضرر بن سلمان پیش رود. تلفن و ساعت خاشقچی که مجهز به میکروفن بوده، از وی تحویل گرفته نمی شود، مکالمات ضبط و تماس ها از طریق تلفن های سفارت انجام می شود و موارد بسیاری از این قبیل که باز شاهدی است بر این مدعا که قرار است جنایتی رخ دهد و هزاران سند و مدرک علیه ولیعهد عربستان در اختیار عموم قرار گیرد.بعد از عملیات ترور ، قسمت دوم تئاتر ترامپ ، کلید می خورد.

این بار نقش اول را روزنامه های واشنگتن پست ، نیویورک تایمز، خبرگزاری سی ان ان و نیروهای امنیتی ترکیه بازی می کنند و اردوغان به عنوان منجی و پرچمدار ضد تروریسم، محوریت بخش دوم این سناریو را بر عهده می گیرد.روزنامه هایی که تا همین دیروز ، یمن و عراق و سوریه را سانسور و از بن سلمان و حکومت آل سعود، به عنوان دولتی مترقی یاد می کردند و تصاویر صفحه اول خود را به رقص شمشیر شاه عربستان یا اقدامات انسان دوستانه بن سلمان اختصاص داده بودند، صفحات شان و مقالات و تحلیل هایشان پر می شود از جنایات آل سعود به رهبری بن سلمان.اردوغان نیز چنین وانمود می کند که انگار از هیچ چیزی اطلاع نداشته و از این که در کشورش ،

چنین جنایت هولناکی رخ داده است، عصبانی و اندوهناک است و عزم جدی دارد تا مسببان آن را به سزای خویش برساند.و اما جالب تر از همه ، نقش ترامپ است که ابتدا، موضعی مسامحه کارانه می گیرد تا مبادا دوستان و شریکان عربش گمان کنند که ترامپ، رفیق نیمه راه است اما زمانی که اقدامات اردوغان و تیم امنیتی ترکیه با اطلاع رسانی های ممتد خود و روزنامه ها و خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای با پوشش خبری خود، شرایط را آماده می سازند، به یک باره ترامپ ، بن سلمان را عامل قتل خاشقچی معرفی و در عین حال، پادشاه عربستان را از اتهام مبرا می کند و این یعنی پایان کار بن سلمان و پایان زمان اعتبار وی .یعنی دیگر بن سلمان ، برای آمریکا مهره ای سوخته به حساب می آید و ماندنش بیش از این بر قدرت نه تنها شاید منافعی برای آمریکا نداشته باشد بلکه ممکن است حمایت از وی به ضرر آمریکا تمام شود.ترامپ ، به عنوان منجی و فرشته ضد تروریسم ، با برکناری و حتی مجازات بن سلمان ، عملا دست خود را هم از همه جنایات داعش، یمن، سوریه، لبنان و عراق شسته و هم مهره جدید را با کارآمدی جدید بر تخت ولیعهدی می نشاند.

متاسفانه برخی رسانه های کشور نیز با درک نکردن صحیح این نقشه، در ایفای نقش به آمریکا ، اردوغان و روزنامه ها وشبکه های خبری وابسته به آن ها کمک کردند و برخی از مسئولان نیز ، بن سلمان و آل سعود را مسبب اصلی این جنایت بر شمردند و به دست های پشت پرده و فرمانده اصلی که دولت آمریکا و لابی صهیونیسم هستند اشاره ای نداشتند.شاید اگر این گونه به مسئله نگاه می شد، زمان خوبی بود تا کشورهای عربی و حتی عربستان ، نوع دوستی آمریکا را بهتر درک کنند و بدانند در پشت نقاب همراهی و شراکت آمریکا ، چه چهره ای مخفی شده است و این آمریکا ، دولتی است که هیچ کس حتی آنان که دست نشانده وی هستند و سال ها به او و رژیم صهیونیستی خدمت رسانده اند از نقشه های شوم و استکباری اش در امان نیستند.

منبع:خراسان

انتهای پیام/