شب که میشود حوصلهها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.
مجله شبانه باشگاه خبرنگاران؛
پیر هشتاد ساله ای قصد خرید اسبی داشت. اسبی به او عرضه کردند که فربه و نیکو رنگ بود. پیرمرد اسب را پسندید اما چون دهان اسب را باز کرد و دندان هایش بدید از خرید منصرف شد و گفت: پیر است. مرد جوانی آن اسب را پسندید و خرید. فردی به پیرمرد گفت: فلانی این اسب را خرید. پیر گفت: او مردی جوان است از رنج پیری خبر ندارد. اگر به رنگ اسب غره شود معذور است.«قابوس نامه»
برای مشاهده مجله شبانه اینجا کلیک کنید