
باشگاه خبرنگاران جوان - علی خلیلی، مجری برنامه «جبهه» جوانی فلسطینی تبار با لهجه عربی، موهای مجعد و خندهروست؛ فعال رسانهای که امروز تبدیل به چهرهای آشنا در رسانه شده است. او امروز بعد از چند سال زندگی در ایران از جنس خود مردم ایران شده است؛ به خوبی فارسی صحبت میکند و همانند مردم ایران زندگی میکند.
او طوری از دفاع مقدس ایران صحبت میکرد که گویا صرفا یک میزبان به نمایندگی از مقاومت فلسطین در برنامه «جبهه» نیست، بلکه انگار آن دوران را زندگی کرده است؛ شاید نزدیکترین دلیلش همان باشد که گفت «من در فضای جنگ بزرگ شدهام؛ فکر و دغدغهام جنگ و مقاومت است»
او یکی از میزبانان برنامه «جبهه» است که هر شب در ایام ماه مبارک رمضان از شبکه یک پخش میشود و معتقد است این برنامه جایگاهی برای بیان ناگفتههای دفاع مقدس است؛ ناگفتههایی که پس از ۴۰ سال تازه شنیده میشوند و سندی برای آیندگان خواهند بود. او در این مصاحبه از تجربه حضور خود در «جبهه»، ناگفتههای دفاع مقدس و شباهتهای مقاومت دو ملت ایران و فلسطین میگوید.
چطور در برنامه «جبهه» حضور پیدا کردید؟
- یک ماه پیش از شروع برنامه با من تماس گرفته شد و درباره برنامه «جبهه» به من توضیحاتی داده شد. برنامه درباره دوران مقاومت و دفاع مقدس بود و قرار شد من به عنوان یکی از میزبانان این برنامه به نمایندگی از یکی دیگر از محورهای این برنامه، یعنی حوزه مقاومت فلسطین حضور داشته باشم. به هر حال من اهل فلسطین هستم و دوست دارم در برنامههایی با موضوع مقاومت حضور داشته باشم. در دوران دفاع مقدس ایران نیز مردم ایران از خود مقاومت نشان دادند و رشادتهای آنها در تاریخ ثبت شد؛ قطعاً روایتهای حوزه مقاومت، چه دفاع مقدس، چه مقاومت فلسطین برای مردم شنیدنی است و این روایتها باید گفته شود.
جبهه ایران در دفاع مقدس چقدر به جبهه مقاومت در کشورهای مسلمان نزدیک است؟
- در سوریه، لبنان و اردن هم شاهد جبهه مبارزه و مقاومت بوده و هستیم. امروز این مبارزه به مرزهای کشورهای مسلمان محدود نمیشود و هر هنرمند و فعال فرهنگی و سیاسی نیز از طریق رسانه و فعالیتی که میکند به نوعی در جبهههای مقاومت فعال است و این یعنی اتحاد و نزدیکی کشورهای مسلمان به یکدیگر.
این برنامه چقدر به اعتقادات قلبی خودتان نزدیک بود؟
- من در فضای جنگ بزرگ شدهام؛ فکر و دغدغهام جنگ و مقاومت است. این برنامه محدود به جنگ دفاع مقدس نیست و درباره همه جبهههاست؛ درباره همهایستادگیها کنار مظلوم در مقابل ظالم است و من با اعتقاد قلبی کامل در این برنامه حضور یافتم. مردم شجاع ایران هشت سال برای کشورشان جنگیدند و از آن دفاع کردند. اسم این جنگ به درستی، دفاع مقدس است و ما هم شبیه آن را در فلسطین داریم.
در این برنامه روایتهای زیادی مطرح شد؛ کدام روایت تأثیر بیشتری روی شما گذاشت؟ جایی بود با مهمان برنامه همذات پنداری کنید؟
- من در ایران در مقطع دکتری در رشته پژوهش در هنر در حال تحصیل هستم ولی همه فکر و ذهنم پیش فلسطین و مردم آن است. آن قسمت از برنامه که درباره مهاجرت بود و حرفهای یک پدر درباره دلتنگی فرزندش را شنیدم، حس دلتنگی عجیبی برای پدر و خانوادهام پیدا کردم و آن قسمت برایم تأثیرگذار بود.
همچنین در مدتی که در ایران بودم، درباره دفاع مقدس بسیار مطالعه کردم و داستانهای زیادی از راویان آن شنیدهام. با این حال از روزهای اول ضبط این برنامه نه تنها من، بلکه سایر میزبانان و عوامل برنامه از شنیدن یک سری اتفاقات و داستانها متعجب میشدیم؛ داستانهایی که به گفته خود راویان اولین بار بود که در جایی، آن هم روی آنتن مطرح میشد.
بیشتر صحبتهای مهمانان جدید و تازه بود و احساس میکنم چقدر نیاز است که در جایی ثبت شود؛ به طوری که من تعجب کردم که چرا بعد از ۴۰ سال تاکنون این صحبتها مطرح نشده است. بعضی از مهمانان و راویان میگفتند ما اکنون ۸۰ ساله هستیم و احساس کردیم اگر این داستانها مطرح نشود، دیگر کسی نیست که برای نسلهای بعد نقل کند و نسل بعد چه میداند که دفاع مقدس چیست و چه وظیفهای داشت.
درست است که در این حوزه کارهای زیادی میشود ولی این صحبتها و روایات سند است. رژیم صهیونیستی که هیچ تاریخی ندارد، همواره در تلاش است و میلیاردها دلار هزینه میکند تا تنها یک سند و حرکت تاریخی برای خود درست کند و به نام خود ثبت کند. حال اینکه دوران دفاع مقدس به این عظمت پیش روی ماست و حیف است از آن سندی نداشته باشیم. جوانان ۱۳ و ۱۴ ساله شناسنامههای خود را دستکاری میکردند که در این جنگ حضور داشته باشند؛ جنگی که از تمام اقشار و قومیتها و مذاهب مختلف ایران در آن حضور داشتند و در کنار هم از کشورشان دفاع کردند.
یکی از داستانهایی که برایم بسیار تأثیرگذار بود، ماجرای اتوبوس گروه سرود مدرسه قطب راوندی قم بود که در بمباران قم آتش میگیرد. از شنیدن آن بسیار متأثر شدم؛ آنها فقط دانشآموز بودند و کاری نکرده بودند؛ حق داشتند زندگی و آینده داشته باشند؛ جوان بودند. ما هم در فلسطین از این دست اتفاقات داشتیم.
تفاوت جنگ فلسطین با جنگ ایران این است که رسانه صبح تا شب ثانیه به ثانیه این جنگ را ضبط و منتقل میکند، سند و آرشیو میشود، اما در زمان دفاع مقدس دوربینی که لحظه به لحظه ضبط کند و شبکههای اجتماعی وجود نداشت. یک بار یکی از روایان به من گفت «ما به اندازه شما و مردمان غزه سختی نکشیدیم.» به او گفتم خانم اصلاً این حرف را نزن؛ چون اصلاً ما نمیدانیم شما چه کشیدید. یعنی هر چقدر شما در دوران دفاع مقدس کشیدید، ما امروز بعد از ۴۰ سال متوجه میشویم؛ داستانهایی که ابعاد ناگفته زیاد دارد. زمان جنگ ایران و عراق، کل دنیا علیه شما میجنگید ولی رسانه نبود و هیچ کس نفهمید چقدر رنج کشیدید.
یک بار این را در برنامه مطرح کردم که چند ماه پیش رژیم صهیونیستی در عرض یک ثانیه بیمارستان شهدای الاقصی را در غزه بمباران کرد و جوان ۲۰ ساله فلسطینی به نام شعبان الدلو در محوطه این بیمارستان در برابر چشم همه در آتش سوخت؛ کل دنیا از او فیلمبرداری کردند و بدنش در مقابل آنتن زنده تبدیل به زغال شد و کسی نتوانست به او کمک کند. این لحظه را رسانه بود که ثبت کرد و به کل مردم دنیا نشان داد.
به نظر شما چگونه میتوان از تجربه موفق برنامه «جبهه» برای تولید محتوای مشابه در زمینه دفاع مقدس استفاده کرد؟
- در این مدتی که در ایران زندگی میکنم، متأسفانه منبع مناسبی برای مطالعه به زبان عربی درباره دفاع مقدس پیدا نکردم. این چیزی است که حتماً باید به زبانهای دیگر به ویژه عربی و انگلیسی ترجمه شود. نویسندگان عرب قطعاً با جانبداری از دید خودشان درباره جنگ ایران و عراق مینویسند. خوب است در ایران نیز در این زمینه بیشتر کار شود.
کسی در برنامه «جبهه» کتابی برای مطالعه برای من نیاورد بلکه خود شخص حضور پیدا کرد و روایتها را از او شنیدیم. برای شناخت کشورها اولین چیزی که باید درباره آن کشور بدانی، تاریخ آن کشور است و در کتابها میتوان این تاریخ را جستوجو کرد. کتابهای بیشتری در زمینه دفاع مقدس باید به زبانهای دیگر ترجمه شود. من هر سال در نمایشگاه کتاب تهران حضور پیدا میکنم ولی متأسفانه کتابها در حوزه دفاع مقدس و به زبان عربی بسیار ضعیف هستند. این موضوع جای کار بیشتری و میتوانند از محتوای برنامه «جبهه» کمک بگیرند.
کار با تیم «جبهه» چطور گذشت؟
- تیم سردبیری و کارگردانی برنامه واقعاً به صورت جهادی و روزی ۱۲ ساعت و گاهی بیشتر کار میکردند. در روزهای نخست ضبط این برنامه با خود میگفتم امکان ندارد در این فرصت محدود آدمهای داستانهای مختلف بیایند و ضبط شود، اما این کار انجام شد و نتیجه کار تیم پرتلاش برنامه «جبهه» است و مهمتر از آن کاری که برای شهدا باشد، خود شهدا نیز به موفقیت آن کار کمک میکنند.
چه شباهتها و تفاوتهایی بین مقاومت مردم ایران در دفاع مقدس و مردم فلسطین در برابر رژیم صهیونسیتی میبینید؟
- جنگ شما واقعاً مقدس بود؛ بیشتر فرماندهان در میانگین سنی ۱۸ تا ۲۵ سال بودهاند که با اعتقاد از کشورشان دفاع کردند. معتقد بودند که خدا از آنها حمایت میکند؛ همانند فلسطین که ما هم میدانیم خدا حمایت میکند و بالاخره پیروز میشویم. مبارزه من امروز در رسانه است. من اکنون در فلسطین نیستم و لازم است اینجا در رسانه، کشتار روزانه صدها کودک و نوجوان فلسطینی را محکوم کنم و از کشورم حمایت کنم. من واقعاً با عشق کامل به این برنامه آمدم و هر روز آمدن من به این برنامه این گونه است که از کشورم حمایت میکنم.
جبههها متفاوت است ولی دشمن یکی است. زمانی که داستانهای پیروزی ایران را تعریف و منتشر میکنم، گویا از کشورم حمایت میکنم. ما باید در کنار هم باشیم. شهدای شما نظیر حاج قاسم سلیمانی برای ما الگو هستند. ما مسلمانیم و یک امت هستیم و باید با هم متحد باشیم.
منبع: ایرنا