
باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - روزگاری انگلیسیها مجبور بودند به شاه جورج سوم دیوانه چاپلوسی کنند و وانمود کنند که همه چیز عادی است. اکنون نوبت نخستوزیر انگلیس بود که به رئیسجمهور دمدمیمزاج و غیرقابل پیشبینی آمریکا احترام بگذارد، کسی که ممکن است همه چیز را به هم بریزد.
ابتدا کییر استارمر، پنجاهوهشتمین نخستوزیر انگلیس (آیا واقعاً لیز تراس به حساب میآید؟) و دونالد ترامپ، چهلوپنجمین و چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا، کنار هم در مقابل شومینه دفتر بیضیشکل نشستند. ترامپ با ادعای اینکه آنها «به طور فوقالعادهای با هم کنار میآیند»، حدسها را به چالش کشید. استارمر از ترامپ به خاطر «تغییر گفتوگو» درباره اوکراین تشکر کرد.
سپس نخستوزیر دست به جیب شد و نامهای از شاه چارلز بیرون آورد و آن را به ترامپ داد. اما این نمایش زمانی به هم ریخت که ترامپ گیج پرسید: «آیا باید همین الان آن را بخوانم؟» استارمر مانند یک دانشآموز که سعی میکند با نتایج امتحاناتش والدینش را تحت تأثیر قرار دهد، پاسخ داد: «بله، لطفاً همین الان بخوان!»
سکوت طولانی برقرار شد در حالی که ترامپ نامه را مطالعه میکرد. عجیب بود که او میخواست مطمئن شود که نامه امضا شده است.
«این امضا واقعاً زیباست، اینطور نیست؟»
استارمر به حاضران گفت که نامه حاوی دعوتی برای دومین سفر رسمی ترامپ به انگلیس است. ترامپ به کسی اشاره کرد که گویی میخواست او را تحت تأثیر اهمیت این موضوع قرار دهد. استارمر با هیجان گفت: «این واقعاً خاص است. چنین چیزی قبلاً هرگز اتفاق نیفتاده است.»
سپس، برای تأثیرگذاری بیشتر، دستش را روی بازوی راست ترامپ گذاشت و گفت: «این بیسابقه است!»، اما هنوز کمی اضطراب در دل نخستوزیر موج میزد. «چیزی که هنوز نگرفتهام، پاسخ شماست.»
ترامپ پاسخ داد: «پاسخ مثبت است!»
استارمر درست محاسبه کرده بود که تشریفات و نمایش یک سفر رسمی با شاه چارلز قطعاً برای مردی جذاب خواهد بود که اخیراً در شبکههای اجتماعی نوشته بود: «زنده باد شاه!» و تنها به خودش فکر میکرد.
در یکی از قسمتهای اخیر برنامه تلویزیونی Washington Week with the Atlantic، مجری جفری گلدبرگ و مهمانانش راههای دیگری را برای متحدان آمریکا پیشنهاد کردند تا احترام ترامپ را جلب کنند. نتیجه این بود: «گلف و چاپلوسی»، اگرچه پیتر بیکر، مهمان برنامه اشاره کرد که نامزد کردن ترامپ برای جایزه صلح نوبل نیز کمک میکند؛ بنابراین تعجبآور نبود که ترامپ در دفتر بیضیشکل درباره سرمایهگذاریهای گلف خود در اانگلیس صحبت کرد و گفت: «من تورنبری، ابردین و یک مکان عالی به نام دونبگ در ایرلند را دارم، بنابراین احساس خوبی نسبت به کشور شما دارم.»
مارک آستین، روزنامهنگار، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «گاهی اوقات چیزهای کوچک مهم هستند. از یک منبع موثق شنیدم که یکی از چیزهایی که دونالد ترامپ از بریتانیا میخواهد، برگزاری مسابقات قهرمانی اوپن گلف در زمین گلف تورنبری ترامپ در اسکاتلند است.»
استارمر و ترامپ جفتی متناقض همانند آتش و یخ، سنگ و قیچی یا گربه و خیار هستند. استارمر یک وکیل جدی و منظم است که از حقوق بشر دفاع کرده است؛ ترامپ یک ستاره تلویزیونی واقعنما است که مهاجران بدون مدرک را به گوانتانامو میفرستد.
استارمر عاشق سوناتهای پیانوی بتهوون و شوستاکوویچ است؛ ترامپ در ملک مار-آ-لاگو خود به عنوان دیجی آهنگهایی از الویس پریسلی، لیونل ریچی، ان روزز و جیمز براون و لوسیانو پاواروتی پخش میکند.
گفته میشود استارمر به مدت ۳۰ سال گیاهخوار بود، اگرچه اخیراً به خوردن ماهی روی آورده و اکنون پسکاتاریان است — چیزی که ممکن است برای ترامپ، قهرمان چیزبرگر که بخشی از کمپین انتخاباتی خود را به پخش چیزبرگر از مکدونالدز گذراند، کمی بیش از حد متفاومت به نظر برسد.
شاید به همین دلیل بود که از تکرار روابط گذشته انگلیس و آمریکا در امان ماندیم: فرانکلین روزولت که وینستون چرچیل را کاملاً برهنه دید و بعداً او را به عنوان یک «فرشتهکوچولو» توصیف کرد که «تمام بدنش صورتی و سفید بود»؛ رونالد ریگان و مارگارت تاچر که در کاخ سفید رقصیدند؛ و جورج دبلیو بوش که درباره تونی بلر شوخی کرد: «خب، ما هر دو از خمیردندان کلگیت استفاده میکنیم.».
اما استارمر با این آگاهی به اینجا آمد که اتحاد فراآتلانتیکی که از جنگ جهانی دوم تاکنون پابرجا بوده است، ممکن است در دوران او از هم بپاشد.
در برخی مواقع، او موضع خود را حفظ کرد و با قطع صحبت ترامپ، ادعای نادرست او مبنی بر اینکه کشورهای اروپایی «پول خود را از اوکراین پس میگیرند» را اصلاح کرد: «در واقع بیشتر آن هدیه بوده است.»
از سوی دیگر، از رئیسجمهور آمریکا درباره اظهارات گذشتهاش که رئیسجمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، را «یک دیکتاتور» توصیف کرده بود، سؤال شد. ترامپ با لبخندی پاسخ داد: «آیا من این را گفتم؟ باور نمیکنم که این را گفته باشم. سوال بعدی.»
استارمر احساس آرامش کرد، زیرا از بحث درباره دیکتاتور بودن زلنسکی و ولادیمیر پوتین روسیه در امان ماند. اما پاسخ ترامپ به این سوال که آیا آمریکا به کمک نیروهای حافظ صلح انگلیس در اوکراین خواهد شتافت، چندان اطمینانبخش نبود.
ترامپ گفت: «من همیشه فکر کردهام که انگلیسیها به کمک زیادی نیاز ندارند. آنها میتوانند به خوبی از خود مراقبت کنند. میدانید چیست؟ نه، به نظر میرسد که من از پاسخ طفره میروم، اما اینطور نیست. انگلیسیها سربازان و نظامیهای فوقالعادهای بودهاند و میتوانند از خود مراقبت کنند، اما اگر به کمک نیاز داشته باشند، من همیشه کنار انگلیس خواهم بود. اما آنها به کمک نیاز ندارند. به سابقهشان نگاه کنید.»
او به سمت استارمر چرخید، دستش را به طور ناخوشایندی گرفت و پرسید: «شما در طول سالها عملکرد بسیار خوبی داشتهاید، اینطور نیست؟» — گویی به زبان یک کشور امپریالیست با دیگری صحبت میکرد.
استارمر وارد حالت کنترل خسارت شد: «من بسیار به کشورم افتخار میکنم، اما ما همیشه از یکدیگر حمایت کردهایم. به همین دلیل است که این بزرگترین اتحاد برای رفاه و امنیتی است که جهان تا به حال دیده است. هر زمان که لازم بوده، ما کاملاً از یکدیگر حمایت کردهایم.».
اما آنچه ترامپ بعد گفت حتی نگرانکنندهتر بود: «آیا میتوانید به تنهایی با روسیه مقابله کنید؟»
استارمر با خندهای عصبی گفت: «خب...» و با دستهای تا شده روی زانو، مضطرب به نظر میرسید. شاید او بتواند به راحتی از سوالات نخستوزیری در وستمینستر عبور کند، اما ترامپ او را در بهت و حیرت فرو برد؛ و پوتین، که بدون شک از دور نظارهگر بود، احتمالاً با خوشحالی به این صحنه نگاه میکرد.
پس از ناهار، دو مرد یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک در مقابل صدها خبرنگار در اتاق شرقی برگزار کردند. استارمر با اشاره به بازگشت مجسمه چرچیل به دفتر بیضیشکل، اتحاد انگلیس و آمریکا در جنگ جهانی دوم و آن دعوت از سوی شاه، تلاش کرد تا موضوع را پررنگ کند.
او با لحنی پرطمطراق گفت: «یک سفر رسمی بیسابقه برای دومین بار. این قبلاً هرگز اتفاق نیفتاده است. این بسیار شگفتانگیز است و تاریخی خواهد بود.»
این کارگر افتاد. ترامپ، که به چاپلوسی بسیار حساس است، پاسخ داد: «چه لهجه زیبایی. اگر من چنین لهجهای داشتم، ۲۰ سال پیش رئیسجمهور شده بودم.» میلیونها آمریکایی با تصور شاه دونالد به وحشت افتادند. اما استارمر کمی از خوشحالی در درون به رقص درآمد.
منبع: گاردین