هشتم اسفند ۱۳۹۳ شبکه‌ای به منظومه تلویزیون پیوست که تمرکز بیشتر بر مسائل و مبانی انقلاب اسلامی را در نقطه کانونی برنامه‌سازی داشت.

باشگاه خبرنگاران جوان - هشتم اسفند ۱۳۹۳ شبکه‌ای به منظومه تلویزیون پیوست که تمرکز بیشتر بر مسائل و مبانی انقلاب اسلامی را در نقطه کانونی برنامه‌سازی داشت. این شاید به‌دلیل گستردگی محتوا در شبکه‌های دیگر سازمان صداوسیما بود که پرداخت وزین‌تر و دقیق‌تر به رویکرد انقلاب اسلامی در حوزه‌های گوناگون را متوجه شبکه تازه متولدشده «افق» می‌کرد، نگاه مخاطبان را به مناظر بدیع آن در ساحت داخلی، امتی و بین‌المللی می‌دوخت و متن جامعه را بدان پیوند می‌داد. پربیننده شدن برنامه‌های موفقی همچون «جهان‌آرا»، «عصر»، «انارستان»، «عصر شیرین»، «راز»، «ملازمان حرم» و «به‌افق فلسطین» مؤید شیوه حرفه‌ای در کنار دیدگاه خاص مبتنی‌بر ارزش‌های انقلاب است که بر قاب تصویر نقش می‌بندد.

 در آستانه شروع دومین دهه عمر این شبکه، از دریچه این گزارش و از چند زاویه متفاوت به «افق» نگریسته‌ایم.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین علیرضا پناهیان، واعظ، نویسنده، پژوهشگر
جایی برای پرورش استعداد‌های جوان انقلابی

علیرضا پناهیان، روحانی و واعظ شناخته‌شده، ازجمله نخستین کسانی بوده که با طرح راه‌اندازی شبکه افق همراه بوده است. گفت‌و‌گو با او ابعادی کمترشنیده‌شده از دغدغه‌های ایجاد چنین شبکه‌ای را روشن می‌کند.

شما از ابتدای راه‌اندازی شبکه، با گروه مؤسس ارتباط داشتید و پیگیر امور بودید. لزوم ایجاد شبکه افق را در چه می‌دیدید و اساساً چه مأموریت و هدف ویژه‌ای برای این شبکه ترسیم شده بود؟

فکر اصلی تأسیس شبکه افق، مبتنی‌بر لزوم ایجاد ظرفیتی برای برنامه‌سازی جوانان انقلابی در صداوسیما بود. هدف این بود که این جوانان بتوانند محصولاتشان را ارائه دهند و در مسیر تجربه‌اندوزی در زمینه‌های مختلف برنامه‌سازی و مدیریت رسانه به بلوغ برسند و توانمند شوند. به عبارت دیگر، می‌خواستیم بستری فراهم شود تا استعداد‌های این افراد شناسایی شود و پرورش یابد. کسی منکر انقلابی بودن سایر شبکه‌ها نبود؛ اما تأکید بر ایجاد فضایی اختصاصی برای برنامه‌ریزان، برنامه‌سازان و مدیران رسانه‌ای جوان انقلابی، همواره محل بحث و تبادل‌نظر بود. ایده‌ای که من مطرح کردم و موردپذیرش قرار گرفت، این بود که علاوه بر ظرفیت‌سازی برای تولید برنامه و اداره رسانه توسط جوانان مستعد انقلابی، ما به شبکه‌ای نیاز داریم که موضوع اصلی آن، انقلاب اسلامی‌باشد. همان‌طور که شبکه‌های تخصصی برای ورزش، نوجوانان یا طنز وجود دارد. من تصور می‌کنم اختصاص دادن شبکه‌ای به موضوع انقلاب اسلامی، باعث بسط و گسترش آن می‌شود.

نقش‌آفرینی شبکه افق را در ۱۰ سال گذشته و در رسیدن به این اهداف، چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به عبارت دیگر، افق در طول این ۱۰ سال چه نقشی ایفا کرده است؟

فکر می‌کنم افق توانسته خودش را به‌عنوان شبکه‌ای که حتی بیشتر موردتوجه مخاطب انقلابی است، مطرح و جایگاهش را تثبیت کند. در این تردیدی نیست. البته باید تلاش کرد تا از مخاطب عام هم مخاطب‌سازیِ وفادار و پیگیر کند که در این زمینه هم بی‌توفیق نبوده و برخی از برنامه‌های شبکه افق موفق شده‌اند مخاطبان گسترده‌تری را جذب کنند. با‌این‌حال، افق در آغاز راه است. اگرچه توفیقات شبکه افق را با توجه به ظرفیت کلی رسانه‌ای کشور درخور توجه می‌دانم؛ ما به‌طور کلی در رسانه، در مقابله با هجمه‌های بیگانگان و در رقابت سنگینی که در آن قرار داریم، هنوز آن‌چنان قوی نیستیم. برای درک عمق این موضوع لازم است نگاهی به میزان سرمایه‌گذاری کشور‌های خارجی و دشمنانمان در این زمینه بیندازیم. دفاع از این حق عمیق، ژرف و پیچیده، بسیار سخت‌تر از بیان حرف باطل است. آنها صد‌ها رسانه با نیروی تهاجمی فراوان علیه ما دارند و دائماً محصول تولید و منتشر می‌کنند؛ اما آیا ما می‌توانیم در مقابل آنها به همان میزان محصول تولید کنیم؟ بنابراین، هم در بودجه‌ای که برای این زمینه اختصاص می‌دهیم ضعف داریم و هم در دانش رسانه‌ای که می‌خواهد تبیین انقلاب اسلامی را سرلوحه کار خودش کند.

با توجه به کمبود‌ها و محدودیت‌های موجود، به‌نظرم، کار بچه‌های شبکه افق تا امروز خوب بوده است. می‌دانم که برای کار‌های موفق، تلاش جهادی شده و خلاقیت به خرج داده‌اند. ممکن است بعضی از تجربه‌ها ضعیف بوده باشد؛ اما رسانه محل آزمون و خطا هم هست. هرچند باید تلاش کرد خطا‌ها را کاهش داد.

تصویر رؤیایی افق را در آینده این شبکه چگونه می‌بینید؟

به‌نظرم، افق می‌تواند شبکه اول بسیاری از مردم ما باشد، با آمار بیننده بسیار بالا. این مسئله زمانی محقق می‌شود که بتواند دانش خودش را تولید کند و بودجه کافی نیز برای کار داشته باشد. تهیه‌کنندگان و تولیدکنندگان برنامه‌های این رسانه باید فراتر از درس‌های حوزه و دانشگاه، در یک دانشکده با تمرکز بر این موضوعات تحصیل کنند و بیاموزند که چگونه باید برای انقلاب اسلامی تولید گفتمان کرد. باید به جایی برسیم که بپرسیم تهیه‌کنندگان برنامه در این شبکه، چقدر مطالعات سیاسی اجتماعی، چقدر مطالعات در انقلاب، چقدر مطالعات تاریخ معاصر، چقدر مطالعات در نظام بین‌المللی، نقد تمدن غرب و مطالعات راهبردی در زمینه‌های مختلف موردنیاز جامعه دارند. افق می‌تواند رسانه‌ای با افق بلند باشد؛ اما بدون دانش، پشتوانه نخواهد داشت و باید این دانش را تولید کند.

آخرین عرضم را به‌عنوان آخرین پیشنهاد مطرح می‌کنم. دوست دارم حلقه‌ای را در شبکه افق ببینم که کارشان تولید ادبیاتی نو برای انقلاب اسلامی‌باشد. این حلقه باید شامل شاعر، نویسنده، عالم دینی و مورخ باشد. اینها باید تولید ادبیات کنند، مطالعه کنند و مفاهیم را توسعه دهند و به کار گیرند.

محسن اردستانی، تهیه‌کننده و کارگردان
حاضرم همه عمرم با «ملازمان حرم» بگذرد

محسن اردستانی اکنون فصل جدید مجموعه مستند «ملازمان حرم» را آماده پخش در شب‌های ماه رمضان از شبکه افق دارد. از این مستندساز جوان درباره نحوه همکاری‌اش با شبکه افق پرسیدیم و پاسخ‌هایش را شنیدیم.

با افق چگونه آشنا شدید و ارتباط کاری‌تان با این شبکه چطور شکل گرفت؟

به خاطر دارم سال ۱۳۸۹ زنده‌یاد طالب‌زاده کلاس‌هایی را در خیابان دمشق برگزار می‌کرد. آن روزها، علاوه‌بر علاقه‌ای که داشتم، سعی می‌کردم به‌طور جدی هم وارد فضای مستندسازی شوم. بعداً جلسات عمومی‌تر و خصوصی‌تری هم با طالب‌زاده داشتیم. یادم می‌آید که کم‌کم در مجموعه «اوج»، نام شبکه‌ای شنیده می‌شد که قرار بود راه‌اندازی شود و وحید یامین‌پور و دوستان دیگر قرار بود پیش‌تولید آن را انجام دهند. من که اوایل کارم بودم، تصوری از ساختن کاری که دیده شود، نداشتم، تااینکه پخش آزمایشی شبکه افق شروع شد. در سطح شهر تهران، تبلیغات «نگاهت را به افق بسپار» را می‌دیدم. اولین صحنه‌ای که به یاد دارم، اجرای زنده‌یاد طالب‌زاده بود که برای ما یادآور رایحه شهید آوینی بود. از آنجا نام افق را شنیدم و بعد وارد فضای تولید شدم.

«ملازمان حرم» از فصل اول خود، چقدر باعث شد تا در فضای مستند و تولیدات تلویزیونی، به فضای دفاع از حرم کمک شود؟

مسئله عجیبی که من خودم بار‌ها از خانواده شهدا شنیده‌ام، رزمندگانی هستند که خانواده‌هایشان «ملازمان حرم» را دیده بودند و تحت‌تأثیر ملازمان، رضایت دادند که شهیدشان به جبهه برود، حتی بعضی از شهدا در وصیت‌نامه‌شان نوشته بودند: مطمئن باش «ملازمان حرم» به خانه‌مان می‌آید! متأسفانه خیلی از شهدای ما مستندی ندارند و مدیریتِ فرهنگی ما در این زمینه درست عمل نکرده است. خانواده شهدا سرمایه‌های انقلاب اسلامی‌اند و باید به آنها توجه شود. ترویج این فرهنگ، خودش خیر و برکت دارد. بار‌ها گفته‌ام که حاضرم در تمام عمرم فقط «ملازمان حرم» را بسازم؛ چون دارم خیر و برکاتش را می‌بینم. به یاد دارم برای ضبط برنامه‌ای، همسر شهید، قدرت تکلم خوبی نداشت و به‌همین خاطر فکر نمی‌کردم برنامه خوبی از کار دربیاید. اواسط ضبط، دخترخانمی‌که فرزند شهید بود، آمد و گفت که من نمی‌دانستم شما به منزل ما آمده‌اید. پدرم را در خواب دیدم که به من گفت به خانه برو که مهمان داریم و مادرت دست‌تنهاست. می‌خواهم بگویم ما از این دست موارد در این برنامه زیاد داشتیم و چه برکتی بهتر از این.

سیدحسین حسینی، مجری
رویکرد مطالبه‌گرانه؛ مزیتی برای «به‌افق فلسطین»

حالا دیگر چهره سیدحسین حسینی بیشتر از برنامه‌های پیشینی که اجرا کرده، با «به‌افق فلسطین» به یاد می‌آید؛ هرچند که این مجری دهه‌شصتی رادیو و تلویزیون سابقه ده‌ساله اجرای «پیک بامدادی» رادیو را هم در کارنامه دارد و مخاطبان بسیاری، سال‌های زیادی صبح را با صدای او شروع کرده‌اند. حسینی هم برایمان از «به‌افق فلسطین» شبکه افق گفت.

چه شد که به برنامه «به‌افق فلسطین» پیوستید؟

پیشنهادِ دوستان اوج بود. گفتند که مجری خانم و آقا می‌خواهند و من گزینه اول بودم. «به‌افق فلسطین» یک‌رویکرد مطالبه‌گرانه هم داشت که برایم جذاب بود. ما از جمعیت دفاع از مردم فلسطین می‌پرسیدیم که ۱۶ تا ۲۰ سال است فعالید، برای این هدف چه کرده‌اید، درباره تحریمِ کالا‌های ساختِ رژیم صهیونیستی صحبت می‌کردیم که چرا هنوز این کالا‌ها در کشور هست و استفاده می‌شود، یا از دیپلمات‌ها می‌پرسیدیم که درزمینه دفاع از مردم غزه چه‌کار می‌کنند.

وقتی برنامه شروع شد، فکر می‌کردید «به‌افق فلسطین» تا این حد بازخورد داشته باشد؟

نه‌اینکه بگویم حتماً می‌دانستم که «به‌افق فلسطین»، مهم‌ترین برنامه حوزه مقاومت رسانه ملی می‌شود؛ اما می‌دانستم برنامه گیرایی است، چون تمرکزش روی فلسطین بود و روز‌هایی بود که مردم در این‌باره سؤال داشتند.

شما با مرحوم نادر طالب‌زاده ارتباط داشتید. اگر او بود، چه کار‌هایی در افق انجام می‌داد؟

او به برنامه «پیک بامدادی» هم لطف داشت. حاج نادر بدون اغراق برای خودش یک پا «لری کینگ» بود؛ یکی از بهترین گفت‌و‌گو‌کننده‌های تلویزیون در جهان، که از دنیا رفت. حاج نادر هم افراد مختلفی را در دنیا می‌شناخت و از زیر سنگ آدم‌هایی را پیدا می‌کرد که باور نمی‌کردید وجود داشته باشند و با آنها گفت‌و‌گو و بحث می‌کرد. من از صحبت‌های او چیز‌های زیادی یاد می‌گرفتم. خداوند روحش را قرین رحمت کند.

عزت‌الله ضرغامی، رئیس اسبق سازمان صداوسیما
پیگیری سیاست‌های سازمان ازطریق شبکه افق

شبکه افق در دوره مدیریت او بر رسانه ملی بود که شکل گرفت. از عزت‌الله ضرغامی‌پرسیدیم ایده شکل‌گیری شبکه افق از کجا نشئت گرفته و چه اهدافی را دنبال می‌کرده است که پاسخ داد: همیشه اعتقاد به تنوع شبکه‌ها داشتم، اما این اعتقاد بیشتر موضوعی و تخصصی بود. یعنی شبکه نمایش برای علاقه‌مندان به فیلم، شبکه ورزش برای اهلش، شبکه مستند و همین‌طور شبکه‌های دیگری تأسیس شد.

وی افزود: به همین دلیل خیلی دنبال راه‌اندازی یک شبکه عمومی نبودم و فکر می‌کردم بهترین راه، ایجاد شبکه‌های تخصصی است که مخاطبان با موضوعات مختلف بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند و پیام‌ها و سیاست‌های رسانه ملی ازطریق اداره درست این شبکه‌های تخصصی پیگیری شود.

ضرغامی ادامه داد: همان اول بر سر اسم شبکه بحث داشتیم. برخی دوستان «فجر» را پیشنهاد دادند. فکر می‌کنم «عصر» هم مطرح شده بود. «فجر» و «عصر» در ذهنم است. نظرم این بود که باید بتوانیم ازطریق اسم هم با مخاطب ارتباط برقرار کنیم؛ لذا احساس می‌کردم «افق» اسم مناسب‌تری است. «افق» کلمه‌ای قرآنی و در فارسی هم زیباست و با این کلمه می‌شود خوب کار کرد.

وی با اشاره به اینکه رسانه باید برخوردار از رویکرد تبیینی و تحلیلی و دارای پیام و جهت‌گیری باشد، عنوان کرد: کارشناس رسانه باید کاری کند که اهدافش به‌صورت پیام‌های ضمنی باورپذیر منتقل بشود. به‌محض اینکه گل درشت شد و مستقیم حرف زدی، نتیجه منفی حاصل می‌شود. شما می‌توانید یک برنامه طنز خیلی خوب داشته باشید که بهترین تبیین و تحلیل را به‌صورت باورپذیر برای شما انجام بدهد.

فضه‌سادات حسینی، گوینده خبر و مجری
دوست داشتم برای خانواده شهدای حرم کاری کنم

گوینده خبر سیماست و مخاطبان شبکه افق او را در برنامه «ملازمان حرم» می‌بینند. فضه‌سادات حسینی که در این برنامه در قامت یک مجری آشنا و همدل با فضای خانواده‌های شهدای حرم ظاهر شده، این‌گونه نوشته است: پیش از همکاری با شبکه افق، بیننده این شبکه بودم، آن را به‌عنوان یک شبکه با گفتمان انقلابی می‌شناختم و دوستش داشتم. ازآنجاکه با فضای شهادت و ایثار بزرگ شده بودم، همیشه دلم می‌خواست یک کار ویژه برای شهدا انجام دهم و ادای دینی به مقام شهید، شهادت و خانواده شهدا داشته باشم. من در مدرسه شاهد درس می‌خواندم و فرزندان شهید زیادی میان دوستان و آشنایانم بودند؛ اما این نزدیکی را وقتی حس کردم که همسر یکی از دوستانم که تازه یکی‌دو سال از زندگی مشترکش گذشته بود به شهادت رسید: شهید روح‌الله قربانی. این اتفاق موضوع مدافعان حرم را برایم ملموس و قابل درک کرد. در مقطع دفاع‌مقدس، جنگ برای مردم ملموس‌تر بود؛ به دلیل اینکه اول انقلاب بود و مسئله خاک خودمان مطرح بود. اما درخصوص مدافعان حرم، ابتدا به دلیل برخی ملاحظات امنیتی، اصلاً صحبتی نمی‌شد و بعد که صحبت‌ها شروع شد، گاه حرف‌ها و تهمت‌هایی زده می‌شد که خانواده‌ها را می‌رنجاند. به همین خاطر سعی می‌کردم کاری برای این موضوع کنم. تنها دسترسی‌ام یک صفحه اینستاگرامی‌پرمخاطب بود که درباره شهدا و به‌خصوص شهدای مدافع حرم می‌نوشتم. تااینکه برای اجرای برنامه «ملازمان حرم» دعوت شدم. آن شب در سازمان شیفت بودم که با من تماس گرفتند. پس از صحبت، قرار شد سه قسمت پایانیِ برنامه را به صورت دونفره، با خانم پیرانی، اجرا کنیم؛ اما آن فصل به سرانجام نرسید. برنامه را خیلی دوست داشتم و بازتاب خوبی هم داشت. می‌توان گفت این اولین برنامه‌ای بود که به‌صورت اختصاصی به موضوع مدافعان حرم پرداخت و توانست آن را از غربت دربیاورد. فصل اول «ملازمان حرم» بیشتر بر همسران شهدا تمرکز داشت و در فصل دوم قرار شد به مادران بپردازد. جنس نگاه مادران به پسرانشان متفاوت است. ما می‌خواستیم سبک تربیتی و سبک زندگی مادران شهدا را بدانیم. فصل‌های بعدی هم بر حسب زمان و موضوع به همسران و سایر جنبه‌های زندگی شهدا می‌پرداخت، تا همین فصل پنجم که موضوع شهدای قدس بود و به‌طور ویژه به آنان پرداختیم. خوشبختانه کم‌کم فضا باز شد، تولیدات دیگر، آثار و کتاب‌ها هم پدید آمدند و قدم‌هایی در مسیر ادای دین به شهدا برداشته شد. جالب آنکه در این دو فصل اخیر، خانواده‌های شهید زیادی را دیدیم که همراه با شهیدشان بیننده برنامه ما بودند. برای مثال، شهید بیگدلی که در تیزر برنامه از صحبت‌هایش استفاده شده است یا خانواده شهدایی که خاطراتشان را تعریف می‌کنند؛ اینکه با شهیدشان قبل از شهادت نشسته و برنامه را دیده و می‌گفته: «تو هم گوش بده، یاد بگیر؛ بعداً قرار است با تو هم مصاحبه کنند!».

اینها برای من نور است، برکت عمر و زندگی است و امیدوارم هیچ‌وقت این کار پر برکت را از دست ندهم. اندوهگین می‌شوم وقتی می‌بینم خانواده شهدا با همه بزرگواری‌شان، هنوز هم آزار می‌بینند و زخم‌زبان می‌شنوند. امیدوارم با ساخت این برنامه‌ها، از غربتشان کم شود. خانواده‌های شهدا با وجود همه این سختی‌ها، هنوز مؤمن و پای کارند؛ همسر شهیدی می‌گفت: «آرزو دارم مادر شهید بشوم و پسرم را طوری تربیت می‌کنم که روزی شهید شود».

به‌باور من، این عزیزان خیلی از ما جلوترند....

حاج حسین یکتا، رزمنده و راوی دفاع‌مقدس
یک دهه مشق عشق

این یادداشت نوشته حاج حسین یکتاست؛ رزمنده جانباز و مرد روز‌های سخت و فرصت‌های همدلی. هر جا نامی از شهداست و عزمی‌برای تلاش و سازندگی و کمک‌های مردمی است، نام او هم شنیده می‌شود؛ راوی داستان‌های شهدا در سفر‌های «راهیان نور»:

«امروز ۱۰‌سالگیِ افق را جشن می‌گیریم. «وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ». یک دهه تمام شد، یک دهه گذشت. غصه‌ها، غم‌ها، قصه‌ها و همه خون دل خوردن‌ها گذشت تا این شبکه بالا بیاید. یک دهه گذشت از آن روزی که به فکر بچه‌های جبهه فرهنگی انقلاب و قرارگاه فرهنگی بقیة‌الله الاعظم (عج) رسید شبکه‌ای در کنار شبکه‌های دیگر تلویزیون تأسیس کنند و اختصاصش بدهند به جبهه فرهنگی انقلاب و به گفتمان انقلاب اسلامی تا اگر کسی تخصصی دنبال آن می‌گشت، اینجا پیدایش کند.
رفقایی که آن روز «یا علی» گفتند و عشق را آغاز کردند و این شبکه را با همکاری آن زمان صداوسیما بالا آوردند، در کنار همه اهدافی که داشتند، به اعتقاد من، یک هدف بیش از همه برایشان اهمیت داشت؛ اینکه جایی داشته باشیم تا نیرو‌های انقلابی در آن آموزش ببینند و برای پیشبرد صدای انقلاب و آرمان‌هایش کادرسازی و تربیت نیرو بشود؛ یعنی افق در کنار کمک به شناسایی، سازمان‌دهی، آموزش و ارتقای جبهه فرهنگی انقلاب، عامل کمک به ساخت نیروی انسانی در عرصه رسانه و هنر باشد.

اما هر هدف‌گذاری‌ای که انجام می‌شود، اهداف کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت آن را باید در نظر داشت. ۱۰ سال برای یک شبکه تلویزیونی، در این نبرد نابرابر، در این جنگ ترکیبیِ فکری، در این جنگی که هر انسان یک رسانه شده است، جنگی که دشمن آتشش را سنگین کرده است و ذهن‌ها، فکر‌ها و اراده‌ها را در آن فتح می‌کند، قطعاً زمان زیادی نیست. آن هم برای عزیزانی که همین‌جا به سلاح‌های این جنگ رسانه‌ای و این نبرد روایت‌ها مسلح و آماده نبرد شدند. به همین خاطر، باورم آن است که این دهه‌ای که گذشت، دهه شناسایی بود؛ دهه گشت شناسایی بود؛ دهه شناسایی نقایص و تحلیل ضعف‌ها و قوت‌ها بود.

امیدواریم شبکه افق بتواند در مسیر آن افق بلندی که بچه‌های جبهه انقلاب در طراحی این شبکه متصور بودند، حرکت کند و بتواند با آتش رسانه خودش، آتشِ عشق محبت الهی، آتش عشق انقلاب اسلامی، آتش عشق به شهدا، آتش عشق به خدمت، عشق به همدلی و خدمات اجتماعی و آتش عشق به نگاه تمدنی و جهانی اندیشیدن را در دل‌های این نسل پای کار دین خدا بیش از پیش برافروزد. به اعتقاد من، افق می‌تواند در مسیر نگاه انقلاب اسلامی‌به تمدن نوین اسلامی و جهانی اندیشیدن، برای خودش نقش تعریف کند و در تحقق آن نقش‌آفرینی کند.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
آخرین اخبار