به گزارش سرويس بين الملل باشگاه خبرنگاران، پایگاه تحلیلی "اینفورمیشن کلیرینگ هاوس" در مقالهای به قلم "پائول باچهیت" مینویسد: در طول 5 سال گذشته، میزان سودی که یک درصد ثروتمند آمریکا به دست آوردهاند، دست کم 6.1 تریلیون دلار بوده است. هر کس نگاهی به این آمار و ارقام بیاندازد، احتمالا به این نتیجه میرسد که حتما اشتباهی رخ داده است.
*** اوباما مخالف تجارت است این به نظر غیرممکن است که از زمان آغاز ریاستجمهوری اوباما، و در حالیکه میزان داراییهای خالص میلیونها خانوار آمریکایی، به سختی بهبود پیدا کرده، یک خانوار از هر 20 خانوار آمریکایی، بتواند صاحب یک میلیون دلار گردد.
برخی از محافظهکاران ادعا میکنند که باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا، مخالف کسب و کار و تجارت است، اما حقیقت امر این است که ثروتمندترین آمریکاییها و بزرگترین داد و ستدها، بزرگترین ذینفعان اصلی ثروت هنگفت کسب شده در طول 5 سال گذشته بودند.
*** افزایش داراییهایی آمریکا تنها وارد جیب 1 درصد ثروتمند این کشور میشود از پایان سال 2008 تا اواسط 2013، کل داراییهای آمریکا، از 47 تریلیون دلار، به 72 تریلیون دلار افزایش پیدا کرد. حدود 16 تریلیون دلار از آن، به سود مالی (سهام و سایر ابزارهای مالی) اختصاص دارد.
یک درصد ثروتمند آمریکا، مالک حدود 38 درصد از سهامها و همچنین نیمی از داراییهای مالی غیرسهام هستند. بنابراین آنها حداقل 6.1 تریلیون دلار (38 درصد از 16 تریلیون دلار) را از آن خود کردهاند. که این میزان برای هر یک از 1.2 میلیون خانوار، بیش از 5 میلیون دلار است.
*** 90 درصد مردم آمریکا تنها مالک 11 درصد از کل سهامهای این کشور هستند مابقی 4 درصد ثروتمند دیگر نیز بر مبنای محاسبات مشابه، حدود 5.1 تریلیون دلار کسب کردهاند. که این مبلغی بالغ بر یک میلیون دلار برای هر یک از 4.8 میلیون خانوار را شامل میشود.
90 درصد باقیمانده نیز تنها مالک 11 درصد از کل سهامها، به استثنای حقوق بازنشستگی (که به سرعت ناپدید میشوند) هستند. نوسان شدید اخیر در بازار سهام نیز تا حد زیادی این خانوادهها را از بازار سهام خارج ساخته است.
*** شواهدی بر رشد روزافزون نابرابری در آمریکا واقعیت نخست تقریبا غیرقابل باور است: در سال 2009، میانگین ثروت تقریبا نیمی از خانوادههای آمریکایی، صفر بود (به این مفهوم که بدهیهای آنها از داراییهایشان فراتر رفته بود).
در سال 1983، میانگین داراییهای خانوارهای فقیر آمریکایی، حدود 15000 دلار بود. اما از سال 1983 تا 1989، میانگین ثروت در این کشور، از بیش از 70000 دلار به تقریبا 60000 دلار کاهش یافت. از سال 1998 تا 2009 نیز، 80 درصد خانوادههای آمریکایی، داراییهای خود را به طور کامل از دست دادند و مجبور شدند برای آنکه روی پای خود بایستند، وام بگیرند.
*** شکاف ثروت در آمریکا، از کشورهای جهان سوم هم بیشتر شده است این طور به نظر میرسد که این نابرابری از این بدتر نمیشود اما پس از رکود اقتصادی، این مسئله به وقوع پیوسته است. طبق گزارش «مرکز تحقیقاتی پیو»، در دوسال نخست بهبود اقتصادی آمریکا، برآورد میشود که میانگین ثروت (داراییهای) خالص خانوارهای آمریکایی، در 7 درصد ثروتمند این کشور، 28 درصد افزایش پیدا کرده، درحالیکه میانگین داراییهای خالص خانوارها در 93 درصد باقیمانده، به میزان 4 درصد کاهش یافته است. و سپس، از سال 2011 تا 2013، بازار سهام تقریبا 50 درصد رشد داشته است که اکثریت آن عاید 5 درصد ثروتمند شده است.
در حال حاضر، شکاف ثروت در آمریکا، از کشورهای جهان سوم هم بیشتر شده است. در بین تمام کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته جهان، کشور آمریکا، رتبه چهارم جهان را در نابرابری ثروت، به خود اختصاص داده است.
*** راهحل جالب کنگره: فقرا باید تاوان بدهند کنگره نیز با کاهش مزایای بیکاری و کوپنهای غذا، در کنار دیگر اقداماتی چون قطع سرویس آوردن غذا به درب منازل برای افراد سالخورده و برنامه پیشدبستانی کودکان، نسبت به این مسئله واکنش نشان داده است. هر اندازه که ثروتمندان به ثروت بیشتری دست پیدا میکنند، به همان اندازه نیز به نظر میرسد که در تصورات ذهنی بیرحمانه خود به این باور میرسند که فقرا به خاطر مشکلاتشان مقصر هستند و باید سرزنش شوند.
اوباما اخیرا اعلام کرد که نابرابری «انگیزه تمام کارهایی بود که من در این دولت انجام دادم.» شاید این موضوع حقیقت داشته باشد اما در مسیری اشتباه!
انتهای پیام/