به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، پارک ملی به محدودهای از منابع طبیعی، ازجمله جنگل، مرتع، بیشههای طبیعی، دشت، رودخانه، دریاچه و کوهستان اطلاق میشود که نمایانگر نمونههای برجستهای از مظاهر طبیعی باشد. دولتها به منظور حفظ همیشگی وضع زیستبوم و همچنین ایجاد محیط مناسب برای تکثیر و پرورش جانوران وحشی و رشد گیاهان در خطر انقراض و برای جلوگیری از دخالتهای مخرب انسانی، این مناطق را تحت حفاظت قرار میدهند.
پارک ملی گلستان نخستین پارک ملی ایرانپارک ملی گلستان که در میان عموم مردم به عنوان جنگل گلستان شناخته میشود در بخشی از شرق استان گلستان، بخشی از غرب استان خراسان و قسمت کوچکی از شمالشرق استان سمنان واقع شده است. اما از آن جایی که وظیفه مدیریت حفظ و نگهداری پارک به عهده سازمان محیط زیست استان گلستان است تصور بر این است که پارک در حوزه استان گلستان واقع شده است.
این پارک یکی از غنیترین زیستگاههای ایران زمین است که از سال 1336 تحت حفاظت قرار گرفته است و در سال 1346 به عنوان نخستین پارک ملی ایران تعیین شد. نام ابتدایی آن منطقه حفاظت شده آلمه وایشکی بوده است که یک بار به نام پارک و یک بار دیگر به نام پارک ملی محمدرضا شاه تغییر نام میدهد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به نام پارک ملی گلستان به تصویب میرسد.
همچنین در سال 1355 پارک ملی گلستان به عنوان ذخیره گاه زیست کره انتخاب شد و به طرح شماره 8 برنامه انسان و کره مسکون (MaB) سازمان یونسکو اهدا شده و تا کنون نیز این جایگاه را در خانواده ذخیره گاههای زیست کره جهانی حفظ کرده است.
پارک گلستان در منتهی الیه شرقی جنگلهای خزری واقع شده است و در واقع نقطه پایانی جنگلهای شمال در این پارک واقع شده است. حتی بخشهایی از پارک دارای پوشش جنگلی نیست و از دشتهای وسیع شکل گرفته است.
از طرفی قرار گرفتن در شرق رشته کوه البرز، موجب شده بخش زیادی از پارک را مناطق کوهستانی شکل دهد به طوری که دامنه ارتفاعی متغیر بین 450 متر تا 2411 متر را شامل میشود.مرسوم است که برای مناطق طبیعی پر اهمیت که باید از آنها حفاظت شود، حاشیههایی برای ایجاد امنیت بیشتر در نظر میگیرند. به این ترتیب که منطقه پر اهمیت را با درجه بالاتر حفاظت به عنوان پارک ملی در نظر میگیرند و مساحت مشخصی به دور آن را به عنوان منطقه حفاظت شده یا مانند آن معرفی میکنند.
در مورد پارک ملی گلستان نیز به جهت وجود چنین اهمیتی، سه منطقه حفاظت شده مجزا دور پارک ایجاد شده است تا حکم به اصطلاح ضربه گیر را برای پارک ملی گلستان داشته باشند.
یکی از این مناطق، منطقه حفاظت شده زاو است که با سیمایی کوهستانی و جنگلی به صورت دو تکه در شمال غرب و غرب پارک ملی گلستان واقع شده است. منطقه حفاظت شده لوه به صورت یک نوار شمالی جنوبی در جنوب غربی پارک و جزئی از استان گلستان محسوب میشود. آبشار زیبای لوه نیز در این منطقه حفاظت شده واقع شده است که در میان جنگلهای هیرکانی جلوهای ویژه به این منطقه داده است.
همچنین منطقه حفاظت شده قرخود واقع در استان خراسان شمالی چسبیده به مرز شرقی پارک ملی گلستان به عنوان ضربهگیر شرقی در نظر گرفته شده است.از طرفی وجود سه منطقه شکار ممنوع در اطراف پارک ملی گلستان به نامهای منطقه شکار ممنوع تختیران در مرز شمالی قرخود، منطقه شکار ممنوع درکش و هاور در مرز جنوب شرقی قرخود و منطقه شکار ممنوع عزیزآباد در شمال زاو نشان از اهمیت فوقالعاده این زیستگاه قدیمی سرزمین مان دارد.
آبشار گلستان و آدام چاغراندر دل پارک گلستان و بعد از عبور از تنگه گل همراه محیط بانان توانمند پارک ملی گلستان به دل جنگل میزنیم و از شیب کوه کنار جاده بالا میرویم. در هر قدم که از جاده آسیایی فاصله میگیریم، دیدنیها بیشتر میشود و طبیعتی بکرتر در مقابل ما قرار میگیرد. درختان قطور و زنده که به تعداد زیاد در کنار هم دیده میشود.
با ورود به جنگل و منطقه آدام چاغران بانگ مرالها (نوعی از گوزن ها) که در فصل جفت گیری هستند ما را شگفت زده میکند. نعرهای بلند که از طرف مرال نر برای جذب جفت ماده خود در جنگل طنین انداز میشود. در سال یک بازه زمانی مشخصی این اتفاق میافتد که به آن فصل گاوبانگی میگویند و این زمان در جنگل گلستان نیمه دوم شهریور هر سال تا نیمه اول مهرماه به طول میانجامد.
فصل گاوبانگی یکی از حساسترین و پرخطرترین زمانها برای مرال هاست چرا که حیوان در فصل مستی و جفت گیری است و با نعره و فریادهای مکرر، محل حضور خود را به شکارچیان نشان میدهد. به همین دلیل در این زمانها محیط بانان پارک با برپایی چادرهای گاوبانگی به صورت شبانه روزی در پارک از آنها مراقبت میکنند.
با کمی راهپيمايي در جنگل به آبشار زیبای گلستان میرسیم. آبشاری دائمی که حدود 15 متر ارتفاع دارد و جلوهای زیبا در میان جنگلهای پهن برگ و انبوه گلستان دارد.با کمی جنگل پیمایی و حرکت به سمت جاده در جهتی دیگر از پارک، به بلندای آدام چاغران میرسیم. از روی این بلندی میتوان جنگلهای پايین دست و جاده گرگان مشهد را درمیانه دره مشاهده کرد. فضایی رویایی که با مه همراه شده است و شما را از هوای تازه سرشار میکند...
اثرات مخرب جاده و تغییراتی که در ظاهر اکوسیستم منطقه ایجاد شده است از این بالا به خوبی دیده میشود.
بازدید از این منطقه از پارک نیاز به مجوز سازمان محیط زیست دارد و برای تماشای جنگلهای این قسمت و آبشار گلستان، حتماً باید در قالب یک تیم محقق یا گردشگر شناخته شده وارد پارک شوید. در نزدیکی آدام چاغران موزه اصلی پارک ملی گلستان ایجاد شده است که بازدید از آن برای عموم مردم آزاد است. بازدید از این موزه یک نمای کلی از پارک، گذشته و شرایط فعلیاش به شما میدهد که میتواند مفید باشد.
ورود به پارک ملی گلستانبیشتر ایرانیهای به طور ناخواسته و بدون هیچ مجوزی وارد پارک ملی گلستان شدهاند و احتمالاً با بخشی از حیات وحش آن دیدار داشتهاند و از این بابت پارک ملی گلستان یک نمونه متفاوت از پارکهای ملی ایران است. علت آن عبور جاده آسیایی از میان عمیقترین دره جنگل گلستان است. جادهای که ارتباط استانهای شمالی کشور با خراسان را برقرار میسازد و محل عبور زائران مشهد است.
حضور کل و بزها روی صخرههای کنار جاده بخصوص در صبح زود و از طرفی حضور گلههای گراز در جنگل جزو جاذبههای همیشگی این مسیر است. متأسفانه گردشگران همیشه از خود زباله به جای میگذارند و همین منبع غذایی آماده، گرازها را به کنار جاده و نزدیکی انسانها میکشد. البته گراز مانند بسیاری از حیوانات وحشی دیگر از انسان میترسد و بهرغم جثه بزرگ و قویاش ترجیح میدهد با انسان روبهرو نشود و به سرعت از وی میگریزد.
همانطور که اشاره شد متأسفانه مسافران کمترین توجهی به حضور خود در یکی از مهمترین پارکهای ملی ایران ندارند و حتی حداقلها را هم رعایت نمیکنند. هر بار که از این جاده عبور کنید حجم بالای زباله را در میان جنگل خواهید دید و قطعاً شما هم ناراحت و آزردهخاطر میشوید.
از طرفی رانندههایی که با سرعت از این جاده عبور میکنند بارها و بارها باعث برجای گذاشتن جسد حیوان ارزشمندی در کنار جاده شدهاند! از این رو یکی از بزرگترین تهدیدات پارک ملی گلستان همین جاده آسیایی بوده و هست که همچنان تلفات میدهد.
با توجه به اهمیت این جاده، انتقال آن بسیار بعید به نظر میرسد اما میتوان با بهسازی جاده و ایجاد کریدورهای عبور حیوانات و فنس کشی و نصب علائم هشداردهنده متعدد و گویا در طول مسیر، به همزیستی مسالمتآمیز این جاده با پارک ملی کمک کرد.
آبشار آقسو گلستانآبشار آق سو در مرز استانهای گلستان و خراسان شمالی واقع شده است و با ارتفاع تقریبی ۱۵ متر، یکی از آبشارهای خزهای ایران محسوب میشود.
این آبشار در مسیر رودخانه چشمه گلستان و درست قبل از تونل گلستان واقع شده است.برای رسیدن به آبشار آق سو باید وارد جاده آسیایی شده و در جاده گرگان به سمت بجنورد، بعد از تنگه گلو و درست قبل از تونل گلستان، از جاده خارج شوید.
آبشار آق سو در شمال جاده قرار گرفته است. باید ماشین را کنار پل پارک کرده و با یک پیادهروی سبک از میان درختان جنگلی به آبشار آق سو برسید.
در طول مسیر رسیدن به آبشار، فرم پلهای رودخانه که به صورت طبیعی ایجاد شده است توجه شما را جلب خواهد کرد. تا قسمتهایی از مسیر را میتوان کنار رودخانه پیمود و همچنان از صدای حرکت و خروش آب لذت برد.
اما کمی جلوتر مسیر آب به تنگهای باریک با صخرههای بلند میرسد که برای عبور از آن باید وارد رودخانه شد و دل و جان را به آب زد.
دیوارههای بلند و شگفتآور این تنگه، شما را به پیش میکشاند و لحظهای درنگ را جایز نمیداند. رفته رفته صدای آب بیشتر و بیشتر میشود و اکنون صدای آب کرکننده است. با عبور از درون حوضچههای آب جلوهای بسیار زیبا از طبیعت پروردگار را پیش چشم خود خواهید دید؛ آبشار زیبا و خوش فرم آقسو که با آب زلالش شما را به سوی خود میخواند.
ترکیب صخرههای خوشفرم خزهای با آب زلال این آبشار، جلوهای دیدنی به آن داده است. آب از بالادست آبشار روی سنگها و جلبکهای رنگین میغلتد و به پائین میآید. در پای آبشار، فضایی غارمانند ایجاد شده که آب درون آن جاری است و به نظر میآید ادامه دارد...
متأسفانه حتی سنگهای زیر آبشار هم از گزند بیفرهنگی و بیرحمی برخي از افراد در امان نبودهاند و محل حکاکی و درج انواع یادگاریها شدهاند!
در مورد وجه تسمیه آبشار آق سو اینطور عنوان میشود که آق سو یک واژه ترکی و به معنای آب سفید است که این سفیدی به دلیل زلال بودن آب و حرکت سریع آن به نظر میرسد.در مسیر رسیدن به آبشار آق سو، اگر داخل رودخانه گام برمیدارید مراقب میزبانان خود باشید. خرچنگها و جانوران آبزی و کنار آبزی در کنار رودخانه شما را به تماشا فرامیخوانند.
آق سو در تمام فصول سال آب دارد و حتی در فصل کمآبی هم تماشایی است.مردم شرق استان گلستان از این آبشار به عنوان یکی از تفرجگاههای خود استفاده میکنند. عدم رعایت گردشگران و مسافران عبوری در بعضی قسمتهای آبشار، متأسفانه نمایی زشت به طبیعت آن داده است.
آلمه و سولگردمیرزابایلو را به سمت دره آلمه ترک میکنیم. در این منطقه نیز خبری از پوشش جنگلی نیست. گلههای بزرگ قوچ و میش دراین منطقه نشان از محافظت خوب محیطبانان آلمه دارد.از آلمه بازگشته و این بار راهی بخش دیگری از پارک به نام سولگرد میشویم. با توجه به شنیدههای قبلی از این منطقه، همه به امید دیدن پلنگ ایرانی چشمها را هوشیارتر از قبل باز نگه میداریم.
در محیطبانی سولگرد استراحتی میکنیم و راهی دره دگرمانلی میشویم تا شاید اثری از پلنگ ببینیم. قوچ و میشها در ابتدای دره به ما خوشآمد میگویند و کمی جلوتر عقاب طلایی از بالای سر ما به پرواز درمیآید. هوا کمکم تاریک میشود و ما در حال خروج از تنگه هستیم. آخرین امید ما برای دیدن پلنگ راه بازگشت است.
با توجه به این که گربهسانان در شب فعالیت بیشتری دارند ما همچنان به دنبال این گربه بزرگ میگردیم. برای تماشای حیات وحش در شب استفاده از پروژکتور بهترین راه است. در جستوجوی پلنگ نور را از پايین کوه تا نوک صخرهها میچرخانیم و از این طرف جاده به طرف دیگر، که ناگهان دو چشم براق در بالای صخرهای توجه ما را جلب میکند.
توقف میکنیم و همه شروع به تماشا با دوربین میکنند. حیوان به سمت ما یکی دو قدمی حرکت میکند و ما در اوج هیجان... پلنگ ایرانی با آن جثه عظیم و خوش خط و خالش... چند ثانیهای چشم بر ما میدوزد و با همان وقار معروف و همیشگیاش برمیگردد و در پشت صخرهها از نظر محو میشود. من و همسفرانم در عین هیجان قادر به صحبت کردن نیستیم. یکی ازبهیادماندنیترین تصاویر حیات وحش را از نزدیک دیدهایم آن هم در سرزمین خودمان... در پارک ملی گلستان...