قطره‌هاي ريز باران به شيشه مي‌خورد ورفته رفته هوا روبه تاريکي مي‌رفت يکي از مسافران به آرامي با تلفن همراه صحبت مي‌کرد و سه خانمي که روي صندلي عقب نشسته بودند نيز با يکديگر حرف مي‌زدند.

به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبرنگاران؛ ترافيک سنگين بود اما ماشين‌هايي که در خط دو حرکت مي‌کردند با سرعت مي‌رفتند ولي تاکسي‌ها و خودروهاي مسافربر شخصي در خط يک خيابان حرکت مي‌کردند.

همين‌طور که به آرامي در خط يک خيابان مي‌راندم با خودم گفتم زندگي هم شبيه همين است عده‌اي با سرعت از مشکلات مي‌گذرند. اما برخي هميشه در ترافيک مشکلات اند وبه طرق مختلف با آن درگيرند.

کمي بعد که ترافيک روان شد به اين فکر افتادم که چقدر مسيرها برايم تکراري و کسل کننده شده‌اند!

از خودم پرسيدم چند سال بايد کار کنم و خيابان‌ها را بالا و پايين کنم تا بتوانم سوار يکي از ماشين‌هاي مدل بالايي که هرروز مي‌بينم شوم.

همين‌طور که با نااميدي به همه چيز نگاه مي‌کردم ناگهان پسر جواني را در کنار خيابان ديدم که روي ويلچر نشسته بود و طول خيابان را به آرامي طي مي‌کرد.

هيچ توجهي به اطراف نداشت و در حال و هواي خودش طول خيابان را طي مي‌کرد با خودم گفتم من که اينقدر ناشکري مي‌کنم اين بنده خدا چه بگويد؟

ترافيک مشکلات براي او سنگين ترند ناگهان در يک لحظه احساس کردم که در زندگي چيزي کم ندارم واز همه خوشبخت ترم.

فرمان خودرو را کج کردم به لاين ديگر خيابان رفتم درحالي که زير لب خدا را شکر مي‌کردم با سرعت حرکت کردم ترافيک مشکلات ديگر برايم معنايي نداشت./ز
برچسب ها: زندگی ، ترافیک ، مسافران
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
آخرین اخبار