وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ
ای اهل ایمان، دعوت خدا و رسول را اجابت کنید هنگامی که شما را به حیات ابدی فرا میخواند و بدانید که خدا بین آدمی و قلب او حائل میشود و شما همگی به سوی او محشور میشوید.
*شگفت آیتی است از نورِ زیبایی و درخشش زندگی و فروغ حکمت که هزار الماس کوه نور در پیش آن رنگ میبازد؛ چه سعادتی است دعوت شدن به حیات نو و چه وجد و مستی است در شراب خطاب و احساس قرب با جان جهان که از جان به ما نزدیکتر است.
لذت تخصیص تو وقت خطاب آن کند که ناید از صد خم شراب
(مثنوی)
*در این آیه سه گوهر یگانه از زندگی، عشق و امید به ما هدیه میدهند: گوهر اول اینکه دعوت رسول دعوت از مرگ به زندگی است، بدین معنا که ایمان حیات تازه ای است برای آنکه دعوت رسول را اجابت میکنند و کدامکس باشد که نخواهد زنده شود و روح تازه ای یابد؟ یعنی از ساحت «خور و خواب و خشم و شهوت» که مرتبه حیوانی است به ساحت زیبایی و دانایی و نیکویی درآید که مقام آدمیت است.
*گوهر دوم اینکه میفرماید: خداوند بین آدمی و قلب او حائل میشود و این تعبیر دیگری است از اینکه خداوند از نفسِ ما به ما نزدیکتر است زیرا آنکه نزدیکتر است میتواند میان ما و چیز دیگر حائل شود و آدمی اگر بخواهد از نفسِ خود بگریزد و از بلای او در امان بماند هیچ کس نمیتواند بین او و خودش حائل شود مگر خداوند.
*گوهر سوم مژده ای است از اینکه ما زمانی نزد پروردگار خود باز خواهیم گشت و همگی با او جمع خواهیم شد و آدمی باید متذکر آن روز باشد و خود را برای ورود به آن ضیافت بزرگ آماده سازد که با کدام جامه و کدام جاذبه و امتیاز میخواهد در آن مهمانی شرکت کند و البته شرمنده نباشد.