
کسی که عطای بالاترین درجات علمی را در معتبرترین دانشگاه های غرب به لقایش بخشید و سر از بلندی های جولان و لبنان درآورد و چریکی شد و با شرکت در جنگهای نامنظم حماسه هاآفرید و در عین حال پدری برای یتیم خانه ای در جبل عامل بود.
یک زندگی سراسر شور و شعور و شرف که در یک کلام می توان آن را مجاهدتی نامید برای خدا،
چمران از دل جنگ و سلاح و خروش و سختی، به اطمینانی از جنس سکوت و صبر رسید و از میانه آتش و خون و شیدایی، مردی شد برای باران مرحمت و احسان بر سر کودکان یتیم جبل عامل.
و این حکایت غریب و قریب انسان آخرالزمان است، آنگاه که در لشکر سبز و سرخ یاران خدا و امام زمان درآید و دل از دنیا و متاع پر زرق و برق آن بریده و در مأمن الهی و مقام رضا سکنی گزیند.
و چمران چنین کسی بود با چنان عزم و روحیه ای.
از وزارت دفاع تا جبهه جنگهای نامنظم و چریکی در جنوب لبنان و از میدان علم و فن آوری در معتبرترین مراکز علمی عالم مدرن تا کنج محقر مدرسه کودکان بی سرپرست در لبنان، همگی تنها معبر و محلی بود برای بازنمایی و بازآفرینی روح منتشر و مستتر در کالبد مرد آرام و بزرگی که جز خدا نمی دید (رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند...)
واگویه های دردآلود و حزین و شیدایی چمران، آنگاه که با خدا به مناجات می نشیند، چونان منظومه ای از آگاهی و دردمندی در مقام انسان، به عنوان خلیفة الله بر کره خاکی است و هر واژه اش برگی از درخت ایمان و رشادت وشهادت و شهود است.
راهش پر رهرو و یادش گرامی و عشقش پاینده و زاینده و تابنده باد!/س