یادش بخیر بچه که بودیم چه کارهایی می کردیم سنگ میزدیم به شیشه ی اقا مصطفی همسایه اولش خنده بود ولی بعد که کتک می خوردیم باید گریه میکردیم. یا وقتی که با توپ های ۴۰ تیکه گل کوچیک بازی میکردیم. ای روزگار... کاش دوباره بر می گرشتم به اون موقعه ها.
ناشناس
۲۲:۳۳ ۳۰ آذر ۱۳۹۴
یادش بخیر بچه که بودیم چه کارهایی می کردیم سنگ میزدیم به شیشه ی اقا مصطفی همسایه اولش خنده بود ولی بعد که کتک می خوردیم باید گریه میکردیم. یا وقتی که با توپ های ۴۰ تیکه گل کوچیک بازی میکردیم. ای روزگار... کاش دوباره بر می گرشتم به اون موقعه ها.