به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،از اندیشکده نشنال اینترست گزارش داد: دو تن کارشناسان برجسته مسائل امنیتی که از مقامات سیاسی دولتهای پیشین آمریکا نیز هستند با شرکت در نشستی با موضوع بررسی کمکهای آمریکا به مخالفین سوری، ضمن ابراز نظراتی متباین در مورد تجهیز یا عدم تجهیز مخالفین سوری تأکید کردند که دولت آمریکا روی هم رفته سیاستی مناسب در قبال سوریه اتخاذ نکرده است.
در 25 جولای در اندیشکده نشنال اینترست نشستی با موضوع تجهیز شورشیان سوری با حضور دو کارشناس مسائل دفاعی، استراتژیک و تسلیحاتی، برگزار شد. این دو کارشناس هر یک در مورد اینکه به چه نحو میتوان بهترین کمک ممکن را به شورشیان سوری کرد به نحوی که آمریکا به داشتن نفوذ در سوریه امیدوار بماند، اختلاف نظر داشتند. لینکولن بلومفیلد، رئیس مرکز استیمسون، معاون پیشین وزیر امور خارجه و مأمور ویژه برای کاهش تهدید موشکهای قابل حمل زمین به هوا؛ و داف زاخی، معاون ریاست مرکز نشنال اینترست و معاون پیشین وزیر دفاع. این دو به بررسی گزینههای مختلف پیش روی آمریکا در قبال سوریه پرداختند. دکتر جئوفری کمپ، مدیر برنامه امنیت منطقهای در مرکز نشنال اینترست، مجری این نشست بود.
بلومفیلد تأکید داشت که دست روی دست گذاشتن و عدم انجام اقدامی مناسب غیر منطقی است و پیامدهای ناخواستهای را به دنبال خواهد داشت ـ از جمله آسیب خوردن به اعتبار آمریکا و متحدین وی در منطقه ـ و به شدت نفوذ آمریکا بر امور سوریه را کاهش میدهد. حتی اگر کمک به مخالفین به معنای کمک به گروههای رادیکالی همچون النصره باشد، باید این کار صورت گیرد. لازم است که نشان داده شود آمریکا به این دلیل مداخله میکند تا در سوریه پس از اسد، نفوذ داشته باشد. علاوه بر این، بر اساس آنچه که این کارشناس از منابع خبری خود در منطقه دریافت کرده بود، تأکید کرد که جبهه النصره فاقد حمایت کافی در میان سوریها بوده و در صورتی که حکومت اسد سقوط کند نمیتواند کنترل خود بر مراکز جمعیتی سوری را ابقا کند و پس از پایان یافتن جنگ داخلی به تدریج از صحنه حذف میشود. بلومفیلد مدعی شد که اجازه دادن به اسد برای ادامه حکومت و ناکامی در مقابله با حزبالله، به مثابه از دست دادن فرصتی بسیار جدی برای واشنگتن بوده علاوه بر این که خطری جدی را متوجه اسرائیل میکند.
در حالی که بلومفیلد با استقرار نیروهای آمریکایی در سوریه و اطراف آن موافق نبود، وی پیشنهاد کرد که رئیس جمهور اوباما میتواند بیش از اینها در ماجرا درگیر شود. پس از افغانستان و عراق، مردم آمریکا به خوبی متوجه هستند که نباید درگیر بحرانی دیگر در جهان اسلام شوند، اما بلومفیلد گفت که با اینکه هیچ کس انتظار ندارد آمریکا ماجرای سوریه را حل و فصل کند، بسیاری در منطقه (به استثنای ایران،سوریه و حزبالله) خواهان مداخله آمریکا هستند. وی طرحی جامع را مطرح کرد که عناصری از جمله برنامههای نظامی، اهرمهای غیرنظامی، اقدامات اطلاعاتی و عملیاتهای اطلاعاتی را ذیل یک استراتژی کلانتر گردهم میآورد.
داف زاخیم تأکید کرد که همه پیامدهای تمام گزینههای پیشرو در قبال سوریه، همگی هولناک هستند. به نظر وی، تجهیز «میانهروها» راه حل مناسبی نیست چرا که میانهروها معمولاً خواهان پیروزی انقلابها نیستند. زاخیم هر چند که در گذشته از تجهیز مخالفان میانهرو حمایت میکرد، اکنون میگوید که حملات اخیر انشعابات جهادی افراطیتر به این میانهروها او را متقاعد کرده است که انشعابات میانهرو نمیتوانند علیه افراطیها ایستادگی کنند. علاوه بر این، مخالفین سوری به شدت متفرق و مشکک هستند که این جریان امور بسیار پیچیده میکند. علاوه بر این، زاخیم مخالف این پیش فرض در واشنگتن است که جهان عرب از مداخله آمریکا استقبال خواهد کرد و مصر را به عنوان تازهترین موردی میداند که اقدامات آمریکا در قبال آن برداشت منفی مردم این کشور را به همراه داشته است.
بلومفیلد به شدت مخالف آن است که سیستمهای دفاع هوای قابل نقل نفری وارد سوریه شود، به رغم آنکه این تسلیحات چیزی است که شورشیان برای جلوگیری از استفاده حکومت از قدرت هوایی، بیش از هر چیز دیگر به آن نیاز دارند. بلومفیلد تأکید کرد که خطرات احتمالی این ماجرا بسیار زیاد است. بلومفیلد همواره مخالف گسترش این تسلیحات بوده است و نگران آن است که این تسلیحات در اختیار کسانی که نباید، قرار گیرد. بلومفیلد همچنین مخالف تدارک تسلیحات سبک است. وی تأکید کرد که آمریکا باید همواره تلاش کند برای جهانیان و نیز سیاستمداران داخلی مشخص سازد احتمال قاچاق تسلیحات بسیار زیاد است. به جای گسترش بخشیدن به منازعه از طریق تأمین تسلیحات و مهمات، او معتقد است که باید سیستمهای تسلیحاتی گروه محور را در اختیار شورشیها قرار داد، هم در عرصه دفاع هوایی و هم برای ایجاد توان آتش باران زمینی (یعنی تسلیحات ضد تانک). این ردیابی این تسلیحات بسیار راحتتر از سیستمهای موشکی قابل حمل نفری است. با این حال یکی از حضار که در جریان تجهیز مجاهدان افغان در دهه 1980 دخالت داشت، ارزش سیستمهای قابل حمل نفری را زیر سؤال برد و گفت که دولت ریگان این تجهیزات را در اختیار مقاومت افغانستان قرار داد چرا که سیستمهای گروه محور تفاوت چندانی را ایجاد نمیکردند.
به جای پیگیری تصویب یک قطعنامه در سازمان ملل برای مداخله در سوریه ـ که با توجه رأی منفی روسیه و چین بسیار هم بعید است ـ بلموفیلد پیشنهاد میکند که اتحادیه عرب، بر اساس درخواستی که اردن یا ترکیه مطرح میکنند، میتواند حمایت ناتو را جلب کرده و از این طریق اعتبار و مشروعیت این تصمیم را در منطقه تحصیل کند. وی این رویکرد را «فرمان رضایت بخش» خواند. زاخیم با این رویکرد مخالفت کرد و گفت که انگیزههای کشورهای مختلف متفاوت است و به نحوی نیست که از چنین فرمانی حمایت کند ـ روسها و چینیها هر دو مخالف مداخله هستند در حالی که اتحادیه اروپا در مورد این ماجرا اختلاف داخلی دارد، زیرا همانطور که پیش از این در جریان شناسایی بازوی نظامی حزبالله نیز مدت زمان زیادی را صرف این کار کرد.
بومفیلد مدعی شد که میتوان شماری مطالبه زمانبر در برابر اسد قرار داد، اگر اسد همکاری نکرد، میتواند نوعی واکنش جنبشی را ترتیب دید ـ از جمله حملاتی محدود علیه پایگاههای پشتیبانی هوایی ایران در سوریه و علیه کاروانهای کمکی حزبالله. وی همچنین چندین گزینه غیر نظامی را مطرح کرد. بلومفیلد پیشنهاد کرد که آمریکا و متحدین وی فهرسی از جنایات جنگی و وضوعاتی از این قبیل و نیز فهرستی از شاهدین تهیه کنند که همگی از میان آمار و ارقام خود حکومت استخراج شدهاند و مردم را میان این فهرستها عبور دهند تا ارتداد و خروج را در میان ایشان دامن زده و بیش از پیش تفرقه در حکومت را تقویت کنند. آمار و ارقام حکومتی که به مخالفین کمک میکند باید در فهرست اهداف جنایات جنگی و شاهدین قرار گیرد. در مورد عملیاتهای اطلاعاتی بلومفیلد پیشنهاد کرد که دولت آمریا باید عملیاتهای اطلاعاتی خود را گسترش بخشد.
در مورد دیپلماسی عمومی آمریکا، زاخیم تأکید کرد که هر چه بیانیههای رسمی بیشتری منتشر کنیم، انتظارات بیشتری را در میان مردم منطقه ایجاد میکند و اعتبار آمریکا بیش از پیش تخریب میشود. در مورد مسئله چگونگی افزایش اعتبار آمریکا در نزد متحدین آمریکا در این منطقه و منطقه خلیج فارس، زاخیم پیشنهاد کرد که آمریکا از یک دهم حساب ذخیره عملیاتهای احتمالی آنسوی مرزی در وزارت دفاع استفاده کرده و به اقتصاد اردن یاری رساند. اردن در حال حاضر به شدت از جانب پناهندگان سوری به این کشور تحت فشار است؛ از کردستان عراق حمایت کند؛ و اطمینان حاصل کند که فرایند مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطین ادامه پیدا میکند. در کل، وی طرح پیشنهادی یک «محدود سازی» اقتصادی را ارائه کرد تا مسائل اقتصادی و اجتماعی منطقه را به حداقل برساند تا از این طریق تصویر به شدت نظامی شده آمریکا را که در منطقه مورد پذیرش عموم است را تغییر دهد.
زاخیم خاطر نشان ساخت که مهم آن است که آمریکا ابتدا حالت مطلوب خود برای پایان جنگ در سوریه را ترسیم کند و سپس مانع تقویت تصویر بازتابی باشد که در آن واشنگتن فرض را بر آن گذاشته که کشورهای عربی همان چیزی را میخواهند که مقامات آمریکایی میخواهند. وی اضافه کرد که برای مثال از نگاه اردنیها، استمرار حکومت اسد در سوریه در مقایسه با یک حکومت اسلامگرا در سوریه و سیل مستمر پناهندگان، گزینه بهتری است. زاخیم تأکید کرد که آنچه که برای اردن بد باشد برای اسرائیل نیز بد است. وی در پایان تأکید کرد که شاید انجام اقدامی در 18 ماه پیش از این مناسبتر میبود، اما در این تاریخ آمریکا خود را در یک چاله عمیق انداخته است ـ آمریکا نه استراتژی مشخصی در اختیار دارد و نه فاقد چنین استراتژی است و پیامهای ترکیبی و گمراه کننده بسیاری را صادر کرده است.