سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

چه کسي فکر مي کرد فروش پرچم هاي سه رنگ،سه ميليون روانه جيب اين پيرمرد کند؟

فرصت فروش و پر کردن دخل براي هر کسي پيش آمده بود از دست فروشي و عباس آقاي بستني فروش گرفته تا موتور سواري که از راههاي ميانبري که بلد بود تا تو را به مقصد برساند.

به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران  همه چشم به تلويزيون دوخته اند ، بازي تازه شروع شده ، پيرمرد چشم اميدش به برد امروز است شايد كاسبي اش حسابي بگيرد!

دقيقه 60 ، سکوت شکسته شد ، فرياد شادي جان ديگري به چشم هاي خيره بر روي 40 تکه در حال حرکت روي زمين سبز بخشيد ، شايد کسي باورش نمي شد رضا قوچانی نژاد بتواند با زيرکي تمام از اشتباه بازيکن کره نهايت استفاده را برده و نام ايران را در ليست پروازي جام جهاني 2014 قرار دهد.

گل لبخند روي لبهاي خيلي ها نشست ، بر چهره بعضي از افراد اين گل شيرين تر بود ، چرا که بعد از برد امروز برنامه ها دارند.


تسبيح مادربزرگ مي چرخد ، دعا مي کند ، از فوتبال و زمين چمنش چيزي نمي داند اما براي برد سفيد پوشان روبه قبله نشسته و ذکر مي گويد ، نفس ها حبس شده و سرانجام ساعت 18:30 خيابان ها نم نم از وجود سرمستان اين پيروزي پر مي شود همان هايي که اين بار از ترافيک خيابان ها و بوق زدن هاي ممتد شکايتي ندارند انگار اين ترافيک بدجوري برايشان لذت بخش است.

پاها خسته نمي شود از پياده روي هاي کيلومتري چرا که ديدن شادي يکديگر خستگي را از تن مي گرفت ، اين هفته شادي مردم تکميل شد.

دست بيشتر کساني که در خيابان بودند پرچم سه رنگ کشور خودنمايي مي کرد و بودند کساني که در اين شلوغي شم اقتصاديشان منور شده بود.

اين پرچم هايي که روي هوا دل هر آدمي را مي برد غير از ارزش معنوي بي اندازه ، 3هزار توماني فروخته مي شد ، پيرمرد داد ميزد "پرچم ايران 3 هزار تومان!"


او مي گفت: سه ماهي وقت گذاشته ام تا پرچم ها را درست کنم سرمايه ام را بر روي اين برد گذاشته ام، از خدا خواسته بود که ايران ببرد هم به خاطر حفظ سرمايه اش و هم به خاطر ايراني بودنش.



چه کسي فکر مي کرد فروش پرچم هاي سه رنگ سه ميليوني روانه جيب اين پيرمرد کند؟ اما جوانهايي هم بودند که کاسه رنگ به دست، سه خط سبز و سفيد و سرخ را روي صورت مي کشيدند و هر رنگ را 1000 تومان مي فروختند اما ماجرا به اين افراد ختم نشد فرصت فروش و پر کردن دخل براي هر کسي پيش آمده بود از دست فروش و عباس آقاي بستني فروش گرفته تا موتور سواري که از راههاي ميانبري که بلد بود تا تو را به مقصد برساند.


 تا سال 2014 و بازي هاي ايران با رقبايش کار آنها شايد کمي کساد باشد اما من مطمئنم شم اقتصاديشان براي هر شادي که يک طرفش پيروزي ايران و ايراني است پر رنگ است.

گزارش از : پروين خدادادي و غزاله عربگل

انتهای پیام/
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.