اگر در ماههای مارس و آوریل ۲۰۰۳ در بغداد بودید، تصویر دوزخی کرانه دجله در آن روزها و شب ها میتوانست شما را میخکوب کند. اکنون غرب در حال تکرار همان اشتباه فاجعهبار است و این بار برای تهران شاخ و شانه می کشد.
"رالف ایکئوس" دیپلمات سابق سوئدی و مدیر برنامه خلع سلاح عراق پس از حمله ۱۹۹۰ به کویت، در مقاله ای با عنوان "ده سال پس از اشغال عراق" در مجله روابط خارجی، به تشابه شرایط آن زمان و وضعیت فعلی ایران اشاره می کند. وی می گوید: «همان استراتژی های تحریم و إعمال فشار که در مورد عراق به کار رفت -که در نهایت تغییر رژیم را هدف گرفته بود- در مورد تهران هم إعمال می شود. در عراق، و حالا در ایران، دیپلماسی و بازرسی تبدیل به ابزاری برای رسیدن به هدف دیگری شده است: بهانه تراشی برای جنگ ؛ استراتژی که در عراق به شدت شکست خورد... و در ایران هم احتمالا شکست میخورد.»
ایکئوس میگوید احاطه کردن ایران با تهدید جنگ، نیازمند نشان دادن مسیری است که حکومت تهران بتواند آن را دنبال کند؛ ولی هیچ تشویقی برای تغییر مسیر وجود ندارد. نتیجه احتمالا این خواهد بود که تهران معاهده منع تکثیر سلاح های هستهای (ان.پی.تی) و بازرسیهای مربوط به آن را ترک کند. او می گوید: «سپس جهان به راحتی می تواند از توانایی ایران در تولید سلاح هسته ای غافل شود یا جنگ ناعادلانه دیگری را شروع کند.»
او استدلال می کند که اوایل سال ۱۹۹۷ صدام حسین فاز اول توافق خلع سلاح ۱۹۹۱ را اجرا کرد و سازمان ملل یک سیستم تشخیص نقض معاهده را در آنجا کار گذاشت، اما واشنگتن شرایط جدیدی را تحمیل کرد که صدام دیگر دلیلی برای همکاری نمیدید. تحریمها دیگر فقط با کنارهگیری صدام برداشته می شد.
ایکئوس به واشنگتن و متحدانش توصیه می کند که استراتژی خود را تغییر دهند: «حمله نظامی به طور مؤثر محدودیت های داخلی ایران برای گسترش روند سلاح هستهای را از میان برمیدارد و این روند را از حالت خاموش به حالت فعال تغییر می دهد. در هر روش تحریمی باید قدمهای روشن و منطقی برای برونرفت از تحریم وجود داشته باشد.»
"مالفرید برات-هگهامر" کارشناس نروژی سیاست خارجی، نیز طی مقاله ای در نشریه روابط خارجی، از اسرائیل می خواهد مقدار قابل توجه -اما محرمانه- از زرادخانه هستهای خود را از بین ببرد.
این پیشنهاد به نتیجه نمی رسد. فقط این را یادآوری میکند که غرب بیم آن دارد که دستیابی ایران به سلاح هستهای باعث مسابقه تسلیحاتی در منطقه شود، اما این رقابت دهها سال پیش توسط اسرائیل آغاز شده است.
استدلال "اوری بارجوزف" کارشناس امنیت اسرائیلی، هم در این زمینه ساده است: «در منطقه فقط اسرائیل سلاح هستهای دارد اما این سلاحها برای امنیتش غیرضروری است؛ مگر آنکه ایران هم به این سلاح دسترسی داشته باشد. به همین دلیل به جای بایکوت کردن کنفرانس آتی در مورد پاکسازی خاورمیانه از سلاح هستهای، اسرائیل باید به صورت داوطلبانه سلاحهای هستهای خود را کنار بگذارد؛ و همه بازیگران منطقه -از جمله ایران- آن را دنبال کنند.»
وی ادامه می دهد: «چنین اقدام چشمگیری میتواند به تدریج به بنبست ایران پایان دهد... اسرائیل هم در منطقهای عاری از سلاحهای کشتار جمعی امنیت بیشتری خواهد داشت... به هر حال منطق استفاده از زور برای دفاع از انحصار هستهای اسرائیل در منطقه، خلاف هنجارهای بینالمللی است.»
بنابراین برای رسیدن به خاورمیانه ای عاری از سلاح هستهای، هزینه ای که اسرائیل مجبور به پرداخت آن خواهد بود، همراهی با تلاش های بین المللی برای برطرف کردن تهدیدهای موجود است.